• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

رتبه دوم BSY داستان کوتاه دشت بهشت | زری مصلح نویسنده انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع La Reina
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 41
  • بازدیدها بازدیدها 2,172
  • کاربران تگ شده هیچ

La Reina

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
27
 
تاریخ ثبت‌نام
11/7/20
ارسالی‌ها
1,613
پسندها
15,928
امتیازها
39,073
مدال‌ها
36
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #41
سرم را تکان می‌دهم. وقتی اعتماد به‌ نفس ضربه خورده‌ام را حس می‌کند، دستش آرام به سمت ماسکم برمی‌گردد تا آن را بالا بکشد. به دلایلی که گفته بودم، موردی را هم اضافه می‌کنم.
- باید زودتر هم می‌رفتم. نباید برات مشکلی ایجاد میشد.
سرش را با اندکی ناراحتی به چپ و راست تکان می‌دهد و از بین لب‌های خشکش، زمزمه می‌کند:
- بازم آزاردهنده‌ست که باعث حالت من بودم.
سرم را مثل خودش افقی تکان می‌دهم اما چیزی نمی‌گویم. جالب این است که او خودش را مقصر می‌داند؛ اما مقصر واقعی احمق زبان‌بسته‌ای به نام پناه است که نمی‌توانست زبان باز کند و بگوید که نمی‌تواند طالبی بخورد. طولی نمی‌کشد که سرمش تمام می‌شود و من زودتر، از درمانگاه بیرون می‌زنم تا چیزی برای اویی که به‌نظر می‌رسد صبحانه نخورده، بخرم.
وقتی به...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : La Reina

La Reina

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
27
 
تاریخ ثبت‌نام
11/7/20
ارسالی‌ها
1,613
پسندها
15,928
امتیازها
39,073
مدال‌ها
36
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #42
چند روز پیش داشتم یه سینمایی دبیرستانی کره‌ای ریواچ می‌کردم و بعد اون چقدر رابطه این دو تا بچه برام شبیه همین سینمایی دبیرستانیا اومد که همیشه آخرش یا پسره ناپدید میشه یا کاملاً رندوم می‌میره
نظرتونه؟:228:


لبخندش را بدون نگاه کردن هم می‌توانم حس کنم و او فوری پلاستیک‌های دستش را زمین می‌گذارد و خوراکی‌ها را برمی‌دارد. آن‌ها را وارسی می‌کند و با برداشتن رانی و کیک صبحانه، صدای پر از ذوقش را می‌شنوم:
- چی؟ کیک صبحونه و رانی آلبالو! دختر تو خیلی خفنی!
وقتی به طرفش می‌چرخم و ذوقش را می‌بینم، قلبم پر می‌شود. پر از تازگی، نشاط و هیجان. احساسات تازه‌ای که در تمام این هجده سال، فرصت نداشتم تجربه‌شان کنم. به خودم که می‌آیم، با لبخندی که...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : La Reina
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] Sydney

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 2)

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا