شاعر‌پارسی اشعار صدیقه مرادزاده | اشعار پارسی

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Eccedentesiast
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 1
  • بازدیدها بازدیدها 139
  • کاربران تگ شده هیچ

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,502
پسندها
49,034
امتیازها
96,873
مدال‌ها
59
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #1
پاهایت را بردار
صدای خش خش برگ ها
کمر درخت را می شکند
لبخند می زنی و باورت نمی شود
من اگر گوشه ی خانه ام آه بکشم
برگه های روی میز کار تو به هم می ریزد
حالا هی پنجره را ببند
باد را لعنت کن و پرده ها را بکش
و باورت نمی شود
ترکیدن بغض گلوی من
به لرزیدن اتاق تو ربط دارد
به جنس پنجره ها شک کنی
خواستم گفته باشم
گاهی قد خاطره ها
از خط کش تو بالا می زند .
 
امضا : Eccedentesiast

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,502
پسندها
49,034
امتیازها
96,873
مدال‌ها
59
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #2
قرارنیست با خاک تنم
کوزه بسازند برای تو
من همیشه دیر رسیده ام
واین خیابان
بوی قدم های رفته ی تورا می دهد
قرار نیست با خاک تنم گلدان بسازند
تا خاطره ای باشم گوشه ی اتاقت
من همیشه دیر رسیده ام
حتی برای دست کوزه گر
اما یادت باشد
غباری که تو را به سرفه می اندازد
سرگردانی من است
به باد بگو دیرتربیاید .
 
امضا : Eccedentesiast
عقب
بالا