شاعر‌پارسی اشعار ضیا موحد | اشعار پارسی

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Eccedentesiast
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 2
  • بازدیدها بازدیدها 193
  • کاربران تگ شده هیچ

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,501
پسندها
49,031
امتیازها
96,873
مدال‌ها
59
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #1
هر شب کتابخانه من باز است
و شاعران و منطق دانان
با یکدیگر در آنجا بحث می کنند
وقتی که کار بالا می گیرد
با خشم
دست یکی از آنان را می گیرم
و از کتابخانه به بیرون پرتاب می کنم
گاه تا سپیده دمان باهم
در کوچه های شهر قدم می زنیم
گل می گوییم و گل می شنویم .
 
امضا : Eccedentesiast

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,501
پسندها
49,031
امتیازها
96,873
مدال‌ها
59
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #2
زیرا که شعر گفتن کاری است بی فایده
و شعرباید بی فایده بماند
تا از میان این همه سوداگر جان به در ببرد
زیرا که شعر گفتن کاری است نا ممکن
ای شاعران ممکن
این سطرهای کج چیست؟
این بندهای سست
که کهنه های خود را از آن
در هر مجله می آویزید؟
زیرا که جاودانگی ارزان نیست
بر سنگ گور من بنویسید :
مُردم
از بس که شعر بد خواندم
 
امضا : Eccedentesiast

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,501
پسندها
49,031
امتیازها
96,873
مدال‌ها
59
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #3
پرندگانی هستند
كه آشیانه ی خود را ترک می كنند
به جای دیگر می روند
و خواب آشیانه خود را می بینند
بهارها به زمستان می روند
وخواب می بینند
كه در بهارند
پرندگانی هستندكه
روز و شبتنهاهامان می نهند
و خواب می بینند
كه روز و شببا ما هستند
تو این پرندگان را دیدهای
و خواب می بینیكه با تو هستند
 
امضا : Eccedentesiast
عقب
بالا