مجموعه اشعار حزین | تاوان کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع M I R A S
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 12
  • بازدیدها بازدیدها 577
  • کاربران تگ شده هیچ

M I R A S

کاربر خبره
سطح
29
 
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,709
پسندها
16,623
امتیازها
49,173
مدال‌ها
51
  • نویسنده موضوع
  • #11
جهان را شمع سوزانش نهانی فتنه انگیزد
از این فتنه همی قلب‌ها درونش عشق برخیزد
اگر در راه آن نرگس، رود جانم باکی نیست
که از هر زلف او حاشا هزاران جان می‌ریزد
در او یافتم آرامش درین گرداب پر آشوب
ولی پروانه شد او تا ز دستم هی بگریزد
نمی‌دانم نمی‌خواهد بداند یا نمی‌داند
که از عشقش هزار رویا به قلبم نقش آویزد
نگار، عاشق‌کشی رسم نیست چنین که پیشه‌اش کردی
نباشد مرسوم، معشوق، جان عاشق بستیزد
دلا در حسرت لعلش باز باید خمار مانی
در این آلودگی صاحب، سراسر درد آمیزد​
 
امضا : M I R A S
  • fuego
واکنش‌ها[ی پسندها] Abra_.

M I R A S

کاربر خبره
سطح
29
 
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,709
پسندها
16,623
امتیازها
49,173
مدال‌ها
51
  • نویسنده موضوع
  • #12
تو همان جام شرابی که ببرد بنیادم
من از این حادثه‌ی سوی فنا دلشادم
چه کنم که این همه فضل و عبادت‌ها را
لحظه‌ای دیدن آن سرو جمال برد یادم
ناتوان کرد دلم را این همه شور و ادا
ناز کم کن شیرین که کرد فرهادم
مرحمت کن، به این عاشق دلباخته‌ی خود
که ز جور تو برفت سر به فلک فریادم
من از آن روز که در بند توام آزادم
پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم



*بیت آخر تضمین​
 
امضا : M I R A S
  • fuego
واکنش‌ها[ی پسندها] Abra_.

M I R A S

کاربر خبره
سطح
29
 
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,709
پسندها
16,623
امتیازها
49,173
مدال‌ها
51
  • نویسنده موضوع
  • #13
روزگاری‌ست مرا از دل خود می‌رانی
از دل غم‌زده‌ی من چه ها می‌دانی؟
تیر مژگانت نشست بر اعماق جان من
چه کنم امروز تو، پیروز این مِیدانی
تا نهادم سر به دامانت دل مغلوب شد
به فنایم دادی، آری بدین آسانی
در تصور هم نمی‌گنجید بدین‌سان روزی
مهر بندگی خورد هم دل و هم پیشانی
شرح این عشق نرسد به سر انجام هیچ وقت
درک این عشق نباشد عقل هیچ انسانی​
 
امضا : M I R A S
  • Clap
واکنش‌ها[ی پسندها] Abra_.
عقب
بالا