• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

در حال تایپ رمان فصل خاک | زینب گرگین کاربر انجمن یک رمان

zeynab-g

رفیق جدید انجمن
سطح
6
 
تاریخ ثبت‌نام
16/9/25
ارسالی‌ها
68
پسندها
547
امتیازها
2,623
مدال‌ها
6
سن
21
  • نویسنده موضوع
  • #61
***
(ریحانه)

نگاهم به سقفِ نم‌گرفته‌ی اتاقِ هانیه خیره بود. آفتاب، ایزوگامش را خراب کرده بود و آبِ باران، روی گچِ سفیدش لکِ زرد انداخته بود. هانیه روی اتاقش خیلی حساس بود. یادم باشد به علی بگویم یکی را بیاورد درستش کند.
دیشب، حدودِ ساعتِ سه، وقتی خیالم از خواب بودنِ مردم راحت شد، به قبرستان رفتم. دلِ سیری با هانیه حرف زدم و قبرش را تمیز کردم. علف‌های هرزِ دورش را کندم و به گل‌های شمعدانیِ قرمزش آب دادم. روی سنگِ قبرش بوسه کاشتم و تنِ سنگی‌اش را در آغوش کشیدم. دلم با آن بوسه آرام نشد؛ برای همین، نیم‌ساعتی کنارش دراز کشیدم.
از بچگی، هر وقت می‌ترسید، شب‌ها را در آغوشِ من می‌خوابید و راستش را بخواهید، آن لحظه حس کردم او هم، مثلِ من، ترسیده.
صدایِ پیامِ موبایل از...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر
امضا : zeynab-g

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا