- تاریخ ثبتنام
- 30/9/25
- ارسالیها
- 65
- پسندها
- 729
- امتیازها
- 3,623
- مدالها
- 6
- نویسنده موضوع
- #31
ناشکیبا و فگار از سیاحتِ مرد کتابدار و همراهانش، در پی مشیتی عجیب نقشه آفاق را نظاره میکردم که همچون فرشی با نقوش زنده در زیر پاهایم گسترده شده بود. در آن عالم محدود که موجوداتی بیخبر از رازِ هستی سکنی گزیده بودند، چه چیز میتوانست چشمانم را تحریص به طلوعی دوباره کند؟! فقیری که سرنوشت شاهزاده شدن را داشت، موجودی که تحت آزمایش به دیوی پلید تبدیل میشد، قهرمانی با رویای عدالت جهانی و یا صدارتی که به دستان عوام به خاکستر تبدیل میشد؟
در همه این خلقت صغیر که هر نقطه آن ظهور یک واقعه است، هیچ شگفتانهای وجود ندارد که از نظر خالق پنهان باقی بماند. این جاهلان با ادعای برتری سعی در رسیدن به عرش آفریننده را دارند و من نیز به انتظار آن روز تنها تماشاگر این نمایش مضحک هستم.
باز هم با نیرویی...
در همه این خلقت صغیر که هر نقطه آن ظهور یک واقعه است، هیچ شگفتانهای وجود ندارد که از نظر خالق پنهان باقی بماند. این جاهلان با ادعای برتری سعی در رسیدن به عرش آفریننده را دارند و من نیز به انتظار آن روز تنها تماشاگر این نمایش مضحک هستم.
باز هم با نیرویی...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
آخرین ویرایش