• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

در حال تایپ رمان ساعت شنی قلب‌های قرضی | زهرا مقدم کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع توکا
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 2
  • بازدیدها بازدیدها 80
  • برچسب‌ها برچسب‌ها
    عشق حقیقی
  • کاربران تگ شده هیچ

توکا

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
19/3/26
ارسالی‌ها
2
پسندها
9
امتیازها
0
  • نویسنده موضوع
  • #1
نام رمان:
ساعت شنی قلب‌های قرضی
نام نویسنده:
زهرا مقدم
ژانر رمان:
فانتزی و عاشقانه
کد رمان: ۵۷۶۹
ناظر: @SARA_H


خلاصه: در جهانی که بوی عشق می‌دهد اریس ناخودآگاه رد پای حقیقت را در ناهماهنگی‌های کوچک روزگارش جستجو می‌کند تردید‌هایی که بی‌آنکه بداند آغاز طوفانی عظیم است
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

Raiya

مدیر بازنشسته
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
9/3/25
ارسالی‌ها
449
پسندها
1,779
امتیازها
10,413
مدال‌ها
9
  • مدیر
  • #2
«به نام داعیه‌ی سر متن‌ها»
مشاهده فایل‌پیوست 685807
نویسنده‌ی عزیز، ضمن خوش‌آمد گویی، سپاس از انتخاب این انجمن برای منتشر کردن رمان خود،
خواهشمندیم قبل از تایپ رمان خود قوانین زیر را به دقت مطالعه فرمایید!
قوانین جامع تایپ رمان

آموزش قرار دادن رمان را در تاپیک زیر دنبال کنید.

نحوه‌ی قرار دادن رمان در انجمن برای مطالعه کاربران

و برای پرسش سوالات و اشکالات خود در رابطه...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Raiya

توکا

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
19/3/26
ارسالی‌ها
2
پسندها
9
امتیازها
0
  • نویسنده موضوع
  • #3
دستش را به سمتِ دکمه‌ای که روی میز قرار داشت برد و آن را فشرد.
سیاهی‌ای که سرتاسرِ پنجره را پوشانده بود، کنار رفت و نورِ مزاحم با شتاب به داخل هجوم آورد؛ البته ثانیه‌ای کوتاه برای ماندنش فرصت داشت.
اخمی از پرنور بودنِ اتاق بر چهره‌اش نشست. چندی طول نکشید که محافظ‌های همیشگی دوباره خورشید را بیرون راندند و سرما را به ارمغان آوردند.
نگاهش بر ساعتش بود و هنوز آن اخم پابرجا مانده بود.
تقه‌ای به در خورد.
دکمه‌ای دیگر را فشرد و در، بر روی زیر‌دستش گشوده شد.
ـ رئیس، همون‌طور که دستور داده بودید، عمرها رو خریدیم.
صدایش زمخت بود؛ به قدِ ریزه‌میزه‌اش نمی‌خورد.
او سری تکان داد.
ـ خوبه. کجاست؟
صدایش سرد بود.
اریاز لرزی به تنش افتاد. قدری به عقب رفت تا به گرما نزدیک‌تر شود، اما مگر در این اتاق گرما...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا