نام کتاب: طاعون
نویسنده: آلبر کامو
یه روزی بالاخره همه چی درست میشه. اما طاعون برای اونایی که کسیو به خاطرش از دست دادن، تا ابد ادامه داره...
*کتاب جالبی بود. تعریفش رو زیاد شنیدم؛ اما روند کندی داشت. شاید بهتره چند سال دیگه خوندنش رو دوباره امتحان کنم.
نام کتاب: سمفونی مردگان
نویسنده: عباس معروفی
*مورد علاقه ترینمه. سالها پیش خونده بودمش. امروز عکس این تکهش رو تو گالریم دیدم. بعد با خودم فکر کردم، حالا چقدر یه ایران، آیدینه...
نام کتاب: دو جلدی خواجهی تاجدار
نویسنده: ژان گور
مترجم: ذبیح الله منصوری
*ببینید دربارهی ذبیحالله منصوری حرفهای زیادی هست. و خود این کتاب هم از اون دسته کتابهاییه که خیلی در موردش بحث شده.
عدهای میگن که کلا نویسندهای به نام ژان گور وجود خارجی نداره، عدهای هم میگن داره و احتمالاً از تاریخ ایران یه چند ورقی نوشته و آقای منصوری اون چند ورق رو با تخیل خودش به دو جلد قطور تبدیل کرده.
حالا نه اینکه بگم وقایع اتفاق افتاده درون این کتاب اشتباه باشه نه، ولی در هر صورت بیشتر به جای اینکه کتابی برای یادگیری تاریخ باشه کتاب لذت بخشی هست و به شخصه قلم آقای منصوری برام جالب بود. اینکه برخلاف بقیهی کتابهای تاریخی،...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
نام کتاب: مرگ ایوان ایلیچ
نویسنده: لئو تولستوی
*زندگی رو دوست دارم. اگه یه روز بمیرم خیلی ناراحت میشم.
من تا ابد عاشق خرچ خرچ برف زیر نیم بوتهامم، عاشق برگهای نارنجی بزرگ درختای پاییزی، عاشق حرف زدن با گربهها (هر چند که بهم هیچ اهمیتی ندن)، عاشق ایستادن زیر بارون و نفس کشیدن بوی خاک نمدار، عاشق نگاه کردن به آسمون وقتی که خیلی ناراحتم و فکر کردن به اینکه هر چقدر ناراحت باشم اندازهش به وسعت آسمون نمیرسه...میرسه؟
و با این حال گاهی اوقات به این فکر میکنم که آیا منم مثل ایوان ایلیچ درحال "اشتباه زندگی کردن" هستم؟