اون اوایل که تازه داشتم رانندگی یاد میگرفتم هر روز عصر با ماشین بابام میرفتم تمرین رانندگی معمولا هم جاهای خلوت میرفتم
منظورم این نیست که کوچه و پس کوچه و اینا نه
منظورم اون بزرگراههای خلوت تقریبا اطراف شهره
ما تو همدان زندگی میکنیم اینجا جز از اوایل اردیبهشت تا اواخر مرداد زمستونه
اونموقع که میرفتم تمرین تو اسفند بود سال 1400 و هوا هم به شدت سرد و یه جورایی یخبندون بود
داشتم خیلی آروم واسه خودم رانندگی میکردم یهو نمیدونم چی شد که خواستم دور بزنم
جاده خلوت خلوت بود هیچ صدای ماشینی هم نمیومد منم با خودم گفتم حالا اگه یه سری راهنما نزنم چیزی نمیشه و بدون راهنما شروع کردم به دور زدن
تقریبا وسط خیابون و وسط دور زدن بودم که یهو صدای خیلی بد و باد به شدت سردی از پشت سرم حس کردم...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.