دفتر خاطرات دفتر خاطرات | کاربر sedaghat

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع ^mahsa^
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 4
  • بازدیدها بازدیدها 70
  • کاربران تگ شده هیچ

^mahsa^

مدیر بازنشسته
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
29/12/20
ارسالی‌ها
2,850
پسندها
15,859
امتیازها
44,373
مدال‌ها
28
  • نویسنده موضوع
  • #1
«به نام خالق حق»
دفتر سرگرمی کاربران.webp
این دفتر متعلق به کاربر گرام @Sedaghat است و هیچکس به جز ایشان اجازه‌ی ارسال زدن در این دفتر را ندارد.
کاربر عزیز، از اینکه محتوی دفترتان را با افراد انجمن به اشتراک می‌گذارید، کمال تشکر را داریم.
|مدیریت تالار سرگرمی|
 
امضا : ^mahsa^

Khazar

نو ورود
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
11/4/26
ارسالی‌ها
42
پسندها
1,039
امتیازها
6,103
مدال‌ها
7
  • #2
درود بر خدایِ هنرآفرین
نگارندۀ هر گلِ آتشین


حافظه خیلی خوبی دارم تقریبا مثل حافظه سرچ گوگل شما در همون حد عالی! با این تفاوت که که حذف نمیشن و ماندگاری و ممکنه بعد مرگ هم آبروی شما رو ببرن
حدودا از دو یا دو و نیم سالگیم خاطره تو ذهنم هست شاید عجیب باشه ولی خب آدمیزاده دیگه
اول که این دفتر رو زدم خواستم خاطرات بچگی رو توش بنویسم اما خاطرات بچگی همیشه همراه با آدمه حتی اگه 80 سالش بشه متاسفانه این خاطرات جوونی و نوجوونی هستن که زیاد تو ذهن ماندگار نیستن
پس میخوام اون خاطرات رو اینجا بنویسم
یه جورایی جای چنل دیلی تلگرام با این تفاوت که من تو تلگرام چنل دیلی نداشتم
 

Khazar

نو ورود
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
11/4/26
ارسالی‌ها
42
پسندها
1,039
امتیازها
6,103
مدال‌ها
7
  • #3
اون اوایل که تازه داشتم رانندگی یاد می‌گرفتم هر روز عصر با ماشین بابام میرفتم تمرین رانندگی معمولا هم جاهای خلوت میرفتم
منظورم این نیست که کوچه و پس کوچه و اینا نه
منظورم اون بزرگراه‌های خلوت تقریبا اطراف شهره
ما تو همدان زندگی می‌کنیم اینجا جز از اوایل اردیبهشت تا اواخر مرداد زمستونه
اونموقع که میرفتم تمرین تو اسفند بود سال 1400 و هوا هم به شدت سرد و یه جورایی یخبندون بود
داشتم خیلی آروم واسه خودم رانندگی میکردم یهو نمیدونم چی شد که خواستم دور بزنم
جاده خلوت خلوت بود هیچ صدای ماشینی هم نمیومد منم با خودم گفتم حالا اگه یه سری راهنما نزنم چیزی نمیشه و بدون راهنما شروع کردم به دور زدن
تقریبا وسط خیابون و وسط دور زدن بودم که یهو صدای خیلی بد و باد به شدت سردی از پشت سرم حس کردم...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

Khazar

نو ورود
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
11/4/26
ارسالی‌ها
42
پسندها
1,039
امتیازها
6,103
مدال‌ها
7
  • #4
اول از همه باید بگم که فیلم دیدن من قاعده و قانون خاصی نداره
مثلا ممکنه از انیمیشنی که برای بچه های 4 ساله هست یهو برم فیلم های کریستوفر نولان رو ببینم برای همین ترجیح دادم به جای اینکه دفتر سینما و انیمیشن داشته باشم همینجا پست گذاری کنم
و بریم سراغ فیلم هایی که این اخیرا دیدم
حقیقتا فیلم اونقدر جدید این چند وقت ندیدم و بیشتر داشتم فیلم هایی که دوست داشتم رو ریواچ میکردم
از گلادیاتور یک شروع میکنم:
1000021945.webp
فیلمی که بیشتر از 7 بار دیدم و هنوز مشتاقم که بازم بینمش
همه جوره خفنه از انتخاب بازیگراش تا فیلمنامه و حتی شوخی هایی که گهگاه ماکسیموس انجام می‌داد
بیشتر از همه از شخصیت ماکسیموس و لوسیلا خوشم اومد...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

Khazar

نو ورود
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
11/4/26
ارسالی‌ها
42
پسندها
1,039
امتیازها
6,103
مدال‌ها
7
  • #5
گلادیاتور دو:
1000021984.webp
اگه بخوام بینلادیاتور یک و دو انتخاب کنم قطعا انتخابم گلادیاتور دو خواهد بود
بازی هایی که به عنوان یه گلادیاتور انتخاب میشد حساس تر و جالب تر از گلادیاتور یک بود
شخصیت ها رشد کرده بودن و صرفا عاشق یا معشوق نبودن برخلاف گلادیاتور یک
اونجا لوسیلا نقش یه معشوق و زن ترسو رو بازی کرد کسی که در قدرت بود اما قدرتی نداشت اما اینجا زنی شجاع که شاهد مرگ همسرش بود
مادری که قدرت اینو داشت که بپذیره پسرش نمی‌خوادش
و شجاعت کشیدن نقشه ای مثل گلادیاتور یک
هیچ شخصیت تک وجهی داخل این فیلم نیست حتی آریشات؛ اون یه معشوقه بود، یه خانه دار، یه همسر، یه جنگجو و یه انگیزه.
[ATTACH type="full"...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
عقب
بالا