دفتر خاطرات دفتر خاطرات | کاربر rogaye26

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع amın
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 46
  • بازدیدها بازدیدها 240
  • کاربران تگ شده هیچ

rogaye27

رفیق جدید انجمن
سطح
1
 
تاریخ ثبت‌نام
1/5/26
ارسالی‌ها
99
پسندها
153
امتیازها
578
مدال‌ها
2
  • #31
یادمه بچه بودم کتاب داستان پیامبران رو می‌خوندم الانم عاشق داستانم قراره فردا عصر خونه ی داییم بریم.
 
امضا : rogaye27

rogaye27

رفیق جدید انجمن
سطح
1
 
تاریخ ثبت‌نام
1/5/26
ارسالی‌ها
99
پسندها
153
امتیازها
578
مدال‌ها
2
  • #32
الان خونه داییم هستم داییم امروز حالش بد شد رفتند بیمارستان الانم فقط من و مادرم و پسر دایی کوچیکه هستیم.
 
امضا : rogaye27

rogaye27

رفیق جدید انجمن
سطح
1
 
تاریخ ثبت‌نام
1/5/26
ارسالی‌ها
99
پسندها
153
امتیازها
578
مدال‌ها
2
  • #33
روزها میگذرن داییم سنگ کلیه داشت که دکتر گفت باید مایعات بخوره و زیاد راه بره
 
امضا : rogaye27

rogaye27

رفیق جدید انجمن
سطح
1
 
تاریخ ثبت‌نام
1/5/26
ارسالی‌ها
99
پسندها
153
امتیازها
578
مدال‌ها
2
  • #34
دیروز خواهرم بزرگه اومد و ماهی خوردیم کیک درست کردیم اونم زعفرانی.
 
امضا : rogaye27

rogaye27

رفیق جدید انجمن
سطح
1
 
تاریخ ثبت‌نام
1/5/26
ارسالی‌ها
99
پسندها
153
امتیازها
578
مدال‌ها
2
  • #35
امروز هم ماکارونی درست کردم با ته دیگ چرب و الانم دارم رمانم رو می‌نویسم.
 
امضا : rogaye27

rogaye27

رفیق جدید انجمن
سطح
1
 
تاریخ ثبت‌نام
1/5/26
ارسالی‌ها
99
پسندها
153
امتیازها
578
مدال‌ها
2
  • #36
چقدر بده آدم ببینه انجمن مشکل داره امروز ژله بلوبری درست کردم جاتون خالی.
 
امضا : rogaye27

rogaye27

رفیق جدید انجمن
سطح
1
 
تاریخ ثبت‌نام
1/5/26
ارسالی‌ها
99
پسندها
153
امتیازها
578
مدال‌ها
2
  • #37
یادمه وقتی خونه عموم بودم من رو بردن دزفول صفا سیتی خوش گذشت.
 
امضا : rogaye27

rogaye27

رفیق جدید انجمن
سطح
1
 
تاریخ ثبت‌نام
1/5/26
ارسالی‌ها
99
پسندها
153
امتیازها
578
مدال‌ها
2
  • #38
خواهرم وسطی با شوهرش دعوا شده اومده پیش ما اما ما جمعه ظهر اومدیم خونه داییم ناهار کباب کوبیده خوردیم.
 
امضا : rogaye27

rogaye27

رفیق جدید انجمن
سطح
1
 
تاریخ ثبت‌نام
1/5/26
ارسالی‌ها
99
پسندها
153
امتیازها
578
مدال‌ها
2
  • #39
قراره امروز عصر بریم فروشگاه و شبش بریم روضه خونه دایی عجیب روحیم باز میشه بعد از دو هفته تو خونه موندن بالاخره روحیم عالی شد.
 
امضا : rogaye27

rogaye27

رفیق جدید انجمن
سطح
1
 
تاریخ ثبت‌نام
1/5/26
ارسالی‌ها
99
پسندها
153
امتیازها
578
مدال‌ها
2
  • #40
دیشب زلزله اومده اما من خواب بودم از فرط خستگی قراره رمان دختر دردسر ساز رو بنویسم. امروز به خونمون می‌ریم خواهرم تنهاست.
 
امضا : rogaye27
عقب
بالا