rogaye27 رفیق جدید انجمن سطح 1 تاریخ ثبتنام 1/5/26 ارسالیها 99 پسندها 153 امتیازها 578 مدالها 2 2/7/26 #31 یادمه بچه بودم کتاب داستان پیامبران رو میخوندم الانم عاشق داستانم قراره فردا عصر خونه ی داییم بریم. امضا : rogaye27
rogaye27 رفیق جدید انجمن سطح 1 تاریخ ثبتنام 1/5/26 ارسالیها 99 پسندها 153 امتیازها 578 مدالها 2 4/7/26 #32 الان خونه داییم هستم داییم امروز حالش بد شد رفتند بیمارستان الانم فقط من و مادرم و پسر دایی کوچیکه هستیم. امضا : rogaye27
الان خونه داییم هستم داییم امروز حالش بد شد رفتند بیمارستان الانم فقط من و مادرم و پسر دایی کوچیکه هستیم.
rogaye27 رفیق جدید انجمن سطح 1 تاریخ ثبتنام 1/5/26 ارسالیها 99 پسندها 153 امتیازها 578 مدالها 2 5/7/26 #33 روزها میگذرن داییم سنگ کلیه داشت که دکتر گفت باید مایعات بخوره و زیاد راه بره امضا : rogaye27
rogaye27 رفیق جدید انجمن سطح 1 تاریخ ثبتنام 1/5/26 ارسالیها 99 پسندها 153 امتیازها 578 مدالها 2 7/7/26 #34 دیروز خواهرم بزرگه اومد و ماهی خوردیم کیک درست کردیم اونم زعفرانی. امضا : rogaye27
rogaye27 رفیق جدید انجمن سطح 1 تاریخ ثبتنام 1/5/26 ارسالیها 99 پسندها 153 امتیازها 578 مدالها 2 7/7/26 #35 امروز هم ماکارونی درست کردم با ته دیگ چرب و الانم دارم رمانم رو مینویسم. امضا : rogaye27
rogaye27 رفیق جدید انجمن سطح 1 تاریخ ثبتنام 1/5/26 ارسالیها 99 پسندها 153 امتیازها 578 مدالها 2 10/7/26 #36 چقدر بده آدم ببینه انجمن مشکل داره امروز ژله بلوبری درست کردم جاتون خالی. امضا : rogaye27
rogaye27 رفیق جدید انجمن سطح 1 تاریخ ثبتنام 1/5/26 ارسالیها 99 پسندها 153 امتیازها 578 مدالها 2 10/7/26 #37 یادمه وقتی خونه عموم بودم من رو بردن دزفول صفا سیتی خوش گذشت. امضا : rogaye27
rogaye27 رفیق جدید انجمن سطح 1 تاریخ ثبتنام 1/5/26 ارسالیها 99 پسندها 153 امتیازها 578 مدالها 2 18/7/26 #38 خواهرم وسطی با شوهرش دعوا شده اومده پیش ما اما ما جمعه ظهر اومدیم خونه داییم ناهار کباب کوبیده خوردیم. امضا : rogaye27
خواهرم وسطی با شوهرش دعوا شده اومده پیش ما اما ما جمعه ظهر اومدیم خونه داییم ناهار کباب کوبیده خوردیم.
rogaye27 رفیق جدید انجمن سطح 1 تاریخ ثبتنام 1/5/26 ارسالیها 99 پسندها 153 امتیازها 578 مدالها 2 18/7/26 #39 قراره امروز عصر بریم فروشگاه و شبش بریم روضه خونه دایی عجیب روحیم باز میشه بعد از دو هفته تو خونه موندن بالاخره روحیم عالی شد. امضا : rogaye27
قراره امروز عصر بریم فروشگاه و شبش بریم روضه خونه دایی عجیب روحیم باز میشه بعد از دو هفته تو خونه موندن بالاخره روحیم عالی شد.
rogaye27 رفیق جدید انجمن سطح 1 تاریخ ثبتنام 1/5/26 ارسالیها 99 پسندها 153 امتیازها 578 مدالها 2 یکشنبه ساعت 07:04 #40 دیشب زلزله اومده اما من خواب بودم از فرط خستگی قراره رمان دختر دردسر ساز رو بنویسم. امروز به خونمون میریم خواهرم تنهاست. امضا : rogaye27
دیشب زلزله اومده اما من خواب بودم از فرط خستگی قراره رمان دختر دردسر ساز رو بنویسم. امروز به خونمون میریم خواهرم تنهاست.