rogaye27 رفیق جدید انجمن سطح 1 تاریخ ثبتنام 1/5/26 ارسالیها 95 پسندها 148 امتیازها 578 مدالها 2 سه شنبه ساعت 07:40 #41 خواهرم مریم دیشب رفت خونش و وسایلش رو آورد حتی نادیا اینا اومدن مریم رو آروم کردن و شوهر خواهر بزرگم واسمون فلافل آوردن اشتها نداشتم باقلا خورده بودم. امضا : rogaye27
خواهرم مریم دیشب رفت خونش و وسایلش رو آورد حتی نادیا اینا اومدن مریم رو آروم کردن و شوهر خواهر بزرگم واسمون فلافل آوردن اشتها نداشتم باقلا خورده بودم.
rogaye27 رفیق جدید انجمن سطح 1 تاریخ ثبتنام 1/5/26 ارسالیها 95 پسندها 148 امتیازها 578 مدالها 2 چهارشنبه ساعت 09:13 #42 امروز هم همه چی امن و امانه ناهار سس مرغ داریم و قراره رمانم رو بنویسم. امضا : rogaye27
rogaye27 رفیق جدید انجمن سطح 1 تاریخ ثبتنام 1/5/26 ارسالیها 95 پسندها 148 امتیازها 578 مدالها 2 دیروز ساعت 08:31 #43 قراره خواهرم بزرگه و خواهرم وسطی خونمون جمع شن برای ناهار جوجه کباب بزنیم. این روزا درگیر انجمنم. امضا : rogaye27
rogaye27 رفیق جدید انجمن سطح 1 تاریخ ثبتنام 1/5/26 ارسالیها 95 پسندها 148 امتیازها 578 مدالها 2 دیروز ساعت 16:43 #44 خلاصه الان مادرم رفت حموم و من بیکار تو اینترنت میچرخم قرار نادری هم کنسل شد چون هوا اهواز گرمه امضا : rogaye27
rogaye27 رفیق جدید انجمن سطح 1 تاریخ ثبتنام 1/5/26 ارسالیها 95 پسندها 148 امتیازها 578 مدالها 2 امروز در 08:41 #45 هیچ خبری نشده قراره ظهر خواهرم بره کراتینه بزنه میخوام نویسندهی حرفهای شم انشالله با تلاش. امضا : rogaye27