مناسبتی اشعار مناسبتی | شاهنامه‌ی یک‌رمانی!

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع MAEIN
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 2
  • بازدیدها بازدیدها 36
  • کاربران تگ شده هیچ

MAEIN

کاربر قابل احترام
سطح
18
 
تاریخ ثبت‌نام
18/4/21
ارسالی‌ها
2,861
پسندها
9,656
امتیازها
33,973
مدال‌ها
20
سن
24
  • نویسنده موضوع
  • #1
درود به تمامی یک‌رمانی‌های عزیز،
ضمن تبریک روز بزرگداشت استاد توس،

فردوسی حکیم،
بسی رنج بردَش در این سال سی،
عجم زنده کرد او بدین پارسی،
تا شاعران یک‌رمانی عزیز چنین فرصتی را دارا باشند که با پاسداری رسم و راه این استاد بزرگ، ذوق و طنازی خویش را به پای اشعار حماسی ایشان ریخته و این‌گونه وی را در آرامگاه ابدی‌اش مسرور و شادروان سازند.

یک‌رمانی‌های عزیز!

در این‌جا همراهیم با اشعار مناسبتی شاعران‌مان که تماماً برگرفته از شاهنامه‌ی بزرگ است؛ مگر با اندک‌تفاوتی...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

salaman

شاعر آزمایشی انجمن
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
20/8/24
ارسالی‌ها
177
پسندها
1,232
امتیازها
8,213
مدال‌ها
8
  • #2
داستان اشعار نابخردانه سلامان و بن کردن مدیرش مر او را.

چنین گفت سلامان به مدیر سایت
که فسفر سوزوندم چند کیلوبایت

منم آنکه شعرم چو آتش بُود
دل هر مخاطب به من خوش شود

به هر تاپیکی رنگ و لعنت دهم
به هر بحث بی‌جان، همی جان نهم

اگر من نبودی در این انجمن
کجا شعر خوانند این مرد و زن

تو گفتی که «این شعر جاش این جا نیس
همه نقشه‌هایت کنم پشم ریس».

مگر من چه کردم؟ مگر بد شدم؟
که از دست تو این چنین رد شدم؟

بدو گفت مدیرش به خشم و دُرُشت
دل انجمن از تو بسیار گُشت

نه قانون دانی نه راه و روش
نه پرهیز داری ز اسپم دَهِش

تو گفتی که این شعر باید بُوَد
ولیک انجمن از تو گشته نژند

کنون وقت آن است که گویم به تو
که ای شاعر پر غرورِ نِکو

برون شو ز این انجمن ای جوان
که بسیار کردی تو ما را دوان...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : salaman

PETRØVA.MIR

کاربر حرفه‌ای
سطح
36
 
تاریخ ثبت‌نام
11/8/20
ارسالی‌ها
1,582
پسندها
28,794
امتیازها
61,673
مدال‌ها
39
  • #3
به نام خداوند جان و خرد
که این نامه را جان ز یزدان برد
سخنگوی آن انجمن بود پیر
که از دانشش گشت گیتی به زیر
یکی کاخ بر چرخ گردون بلند
که جز جان شایسته را راه نِدَند
پناه سخنور ز تیر بلاست
ولی درِ او بر نااهل قفاست
رضا پهلوانی به کردار شیر
که از رزم گفتار ننهاد سیر
دگر روشنک مهتری رازدار
که از ظلمت جهل راند دمار
سوم آرزو شاعری پیلتن
که اندر سخن راند لشکر ز تن
فاطمه موبدی با فروغ و فر
که آیین رشد از دل آرد به بر
زری نغمه‌ای چون رباب و چنگ
کزان ناله گردد دل سنگ، سنگ
به خزان که پنهاده آرامش است
دل رزم‌دیده ز غم بی‌نِش است
جهان‌جوی اگر شایسته بودی به راز
پناهت دهد این انجمن سرفراز
وگر ناروُسته‌ست جان تو ز خاک
نخواهد ترا خود، برو بر هلاک
 

موضوعات مشابه

پاسخ‌ها
9
بازدیدها
600
پاسخ‌ها
34
بازدیدها
1,620
پاسخ‌ها
2
بازدیدها
379
پاسخ‌ها
91
بازدیدها
5,184
عقب
بالا