• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

داستان کوتاه در حال تایپ داستان کوتاه شوهرم نباش | کیانا کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع بی حس
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 3
  • بازدیدها بازدیدها 29
  • کاربران تگ شده هیچ

بی حس

رفیق جدید انجمن
سطح
1
 
تاریخ ثبت‌نام
11/1/25
ارسالی‌ها
56
پسندها
141
امتیازها
523
مدال‌ها
2
  • نویسنده موضوع
  • #1
کد داستان کوتاه: ۶۵۹
ناظر: @Till


نام داستان کوتاه: شوهرم نباش
نویسنده: کیانا
ژانر: عاشقانه، درام

خلاصه: این داستان روایت‌گر زندگی دختری به اسم سوزان است، که عاشق مردی به اسم آرش می شود، ولی آرش به زن دیگری علاقه دارد، توجهی به سوزان نمی‌ کند؛ تا این‌که مجبور می‌شود با سوزان ازدواج کند. آیا او عاشق سوزان می‌ شود؟
 
آخرین ویرایش توسط مدیر
امضا : بی حس

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
سرپرست ادبیات
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,344
پسندها
48,611
امتیازها
96,873
مدال‌ها
58
  • مدیر
  • #2
1000081770.webp

"والقلم و مایسطرون"
نویسنده‌ی عزیز، ضمن خوش‌آمد گویی، سپاس از انتخاب این انجمن برای منتشر کردن داستان خود،

خواهشمندیم قبل از تایپ رمان خود قوانین زیر را به دقت مطالعه فرمایید!
قوانین **♡ تاپیک جامع مسائل مربوط به داستان‌کوتاه ♡**

و برای پرسش سوالات و اشکالات خود در رابطه با داستان به لینک زیر مراجعه فرمایید!
♧♡ تاپیک جامع برای مسائل رمان نویسی ♧♡

برای...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Eccedentesiast

بی حس

رفیق جدید انجمن
سطح
1
 
تاریخ ثبت‌نام
11/1/25
ارسالی‌ها
56
پسندها
141
امتیازها
523
مدال‌ها
2
  • نویسنده موضوع
  • #3
《سوزان》
من سوزانم ۲۴ سالمه رشته دبیری رو خوندم. مامانم پریا زرین بابام پدرام زرین مامان و بابام دختر عمو پسر عمو بودن، از بچه‌گی به همدیگه علاقه داشتن. ثمره عشق‌شون منم، با صدای مامان به خودم اومدم.
مامان: سوزان دخترم دیرت نشه؟
سوزان: نه مامان جون هنوز نیم ساعت دیگه وقت دارم.
بابا: بیا صبحانه بخور تا ضعف نکنی.
لبخندی به مهربونی بابا زدم، لقمه رو از دستش گرفتم. از خونه بیرون زدم، سوار ماشین شدم امروز قرار بود، برم مدرسه‌ای که قرار بود تازه شروع به کار کنم، ماشین رو پارک کردم، وارد مدرسه شدم به همه سلام کردم، به دفتر مدیر رفتم، مدیر با دیدنم بلند شد.
مدیر: سلام خوش اومدی، بشین‌.
روی مبل چرمی که کنار میز مدیریت بود. نشستم کیفم رو روی میز گذاشتم. گفتم:
- سلام، الآن بچه‌ها کلاس هستن؟
- الآن...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : بی حس
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] rogaye26

بی حس

رفیق جدید انجمن
سطح
1
 
تاریخ ثبت‌نام
11/1/25
ارسالی‌ها
56
پسندها
141
امتیازها
523
مدال‌ها
2
  • نویسنده موضوع
  • #4
- سلام، من اومدم مامان بابا؟
خونه در سکوت بود، به یاد داشت روی میز نگاه کردم." ما رفتیم خونه‌ی آقای تهرانی اگه خواستی بیا." پوفی کشیدم آقای تهرانی یکی از دوست‌های بابا بود، یه پسر داشت به اسم آرش من به آرش علاقه دارم. ولی آرش نسبت به من بی توجهی می کنه. می دونستم اون به دختر عمه‌ش آتوسا علاقه داره. این من رو ناراحت می کنه، قفل گوشیم رو باز کردم. وارد پیجش شدم، روی عکسش کلیک کردم. خودش تنها نبود، آتوسا کنارش بود، با لبخند به آتوسا نگاه کرده بود. بغض سنگینم رو قورت دادم. برای خودم نهار گرم کردم، بعد از خوردن نهارم میز رو جمع کردم. وارد اتاق شدم، پشت میز تهریرم نشستم، کتاب زبان رو باز کردم، دور کلماتی که قرار بود از بچه‌های کلاس املاء بگیرم، خط کشیدم، دستی به گردنم کشیدم. چشمام گرم خواب...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : بی حس

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 11)

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا