- تاریخ ثبتنام
- 18/12/19
- ارسالیها
- 1,430
- پسندها
- 5,748
- امتیازها
- 24,673
- مدالها
- 13
- نویسنده موضوع
- مدیر
- #1
پسربچهی نُهسالهای تصميم گرفت جودو ياد بگيرد. پسر دست چپش را در يک حادثه از دست داده بود؛ ولی جودو را خيلی دوست داشت، به همين دليل پدرش او را نزد استاد جودوی ژاپنی معروفی برد و از او خواست تا پسرش را تعليم دهد.
استاد قبول کرد. سه ماه گذشت؛ اما پسر نمیدانست چرا استاد در اين مدت فقط يک فن را به او ياد میدهد. يک روز نزد استاد رفت و با ادای احترام به او گفت: «استاد، چرا به من فنون بيشتری ياد نمیدهيد؟»
استاد لبخندی زد و گفت: «همين يک حرکت برای تو کافی است».
پسر جوابش را نگرفت؛ ولی باز به تمرينش ادامه داد. چند ماه بعد استاد پسر را به اولين مسابقه برد. پسر در اولين مسابقه برنده شد. پدر و مادرش که از پيروزیاش بسيار شاد بودند، بهشدت تشويقش میکردند.
پسر در دور دوم و سوم هم برنده...
استاد قبول کرد. سه ماه گذشت؛ اما پسر نمیدانست چرا استاد در اين مدت فقط يک فن را به او ياد میدهد. يک روز نزد استاد رفت و با ادای احترام به او گفت: «استاد، چرا به من فنون بيشتری ياد نمیدهيد؟»
استاد لبخندی زد و گفت: «همين يک حرکت برای تو کافی است».
پسر جوابش را نگرفت؛ ولی باز به تمرينش ادامه داد. چند ماه بعد استاد پسر را به اولين مسابقه برد. پسر در اولين مسابقه برنده شد. پدر و مادرش که از پيروزیاش بسيار شاد بودند، بهشدت تشويقش میکردند.
پسر در دور دوم و سوم هم برنده...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.