نویسندگان، مهندسان روح بشریت هستند.

شعرکده ** غمکده **

  • نویسنده موضوع .ARMIN
  • تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها 3,248
  • بازدیدها 30,801
  • کاربران تگ شده هیچ

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,851
شمعیم و دلی مشعله‌افروز و دگر هیچشب تا به سحر گریه‌ی جانسوز و دگر هیچ
افسانه بود معنی دیدار، که دادنددر پرده یکی وعده‌ی مرموز و دگر هیچ
خواهی که شوی باخبر از کشف و کراماتمردانگی و عشق بیاموز و دگر هیچ
زین قوم چه خواهی؟ که بهین پیشه‌ورانشگهواره‌تراش‌اند و کفن‌دوز و دگر هیچ
زین مدرسه هرگز مطلب علم که اینجاستلوحی سیه و چند بدآموز و دگر هیچ
خواهد بدل عمر، بهار از همه گیتیدیدار رخ یار دل‌افروز و دگر هیچ
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,852
رخ تو دخلی به مه نداردکه مه دو زلف سیه ندارد
به هیچ وجهت قمر نخوانمکه هیچ وجه شبه ندارد
بیا و بنشین به کنج چشممکه کس در این گوشه ره ندارد
نکو ستاند دل از حریفانولی چه حاصل؟ نگه ندارد
بیا به ملک دل ار توانیکه ملک دل پادشه ندارد
عداوتی نیست، قضاوتی نیستعسس نخواهد، سپه ندارد
یکی بگوید به آن ستمگر :« بهار مسکین گنه ندارد؟»
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,853
آخر از جور تو عالم را خبر خواهیم کردخلق را از طره‌ات آشفته‌تر خواهیم کرد
اول از عشق جهانسوزت مدد خواهیم خواستپس جهانی را ز شوقت پر شرر خواهیم کرد
جان اگر باید، به کویت نقد جان خواهیم یافتسر اگر باید، به راهت ترک سر خواهیم کرد
هرکسی کام دلی آورده در کویت به دستما هم آخر در غمت خاکی به سر خواهیم کرد
تا که ننشیند به دامانت غبار از خاک ماروی گیتی را ز آب دیده تر خواهیم کرد
یا ز آه نیمشب، یا از دعا، یا از نگاههرچه باشد در دل سختت اثر خواهیم کرد
...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,854
در غمش هر شب به گردون پیک آهم می‌رسدصبرکن، ای دل! شبی آخر به ما هم می‌رسد
شام تاریک غمش را گر سحر کردم چه سود؟کز پس آن نوبت روز سیاهم می‌رسد
صبر کن گر سوختی ای دل! ز آزار رقیبکاین حدیث جانگداز آخر به شاهم می‌رسد
گر گنه کردم، عطا از شاه خوبان دور نیستروزی آخر مژده‌ی عفو گناهم می‌رسد
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,855
اگر تو رخ بنمایی ستم نخواهد شدز حسن و خوبی تو هیچ کم نخواهد شد
برون ز زلف تو یک حلقه هم نخواهد رفتکم از دهان تو یک ذره هم نخواهد شد
تو پاک باش و برون آی بی‌حجاب و مترسکسی به صید غزال حرم نخواهد شد
اگر بر آن سری ای ماهرو!که روز مراکنی سیاه، به زلفت قسم، نخواهد شد
گرم زنی چون قلم، بند بند، این سر منز بندگیت جدا یک قلم نخواهد شد
رقیب گفت: « بهار از تو سیر شد » هیهات!به حرف مفت، کسی متهم نخواهد شد
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,856
دعوی چه کنی؟ داعیه‌داران همه رفتندشو بار سفر بند که یاران همه رفتند
آن گرد شتابنده که در دامن صحراستگوید : « چه نشینی؟ که سواران همه رفتند»
داغ است دل لاله و نیلی است بر سروکز باغ جهان لاله‌عذاران همه رفتند
گر نادره معدوم شود هیچ عجب نیستکز کاخ هنر نادره‌کاران همه رفتند
افسوس که افسانه‌سرایان همه خفتنداندوه که اندوه‌گساران همه رفتند
فریاد که گنجینه‌طرازان معانیگنجینه نهادند به ماران، همه رفتند
یک مرغ گرفتار در این گلشن ویران
...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,857
نوبهار و رسم او ناپایدار است ای حکیم!گلشن طبع تو جاویدان بهار است، ای حکیم!
آن بهاری کاعتدالش ز آفتاب حکمت استاز نسیم مهرگانی برکنار است، ای حکیم!
نوبهار فرخ بلخ و بهارستان گنگدر بر گلخانه‌ی طبع تو خار است، ای حکیم!
نافه‌ی چین است مشکین خامه‌ات کثار ویمشکبیز و مشکریز و مشکبار است، ای حکیم!
یا مگر دریاست با آب مدادت تعبیهکاین چین گفتار نغزت آبدار است؟ ای حکیم!
حکمت ار می‌کرد فخر از روزگار بوعلیاینک آثار تو فخر روزگار است، ای حکیم!
مدح این...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,858
خوشا فصل بهار و رود کارونافق از پرتو خورشید، گلگون
ز عکس نخلها بر صفحه‌ی آبنمایان صدهزاران نخل وارون
دمنده کشتی کلگای زیبابه دریا چون موتور بر روی هامون
قطار نخلها از هر دو ساحلنمایان گشته با ترتیب موزون
چو دو لشکر که بندد خط زنجیربه قصد دشمن از بهر شبیخون
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,859
اول گردون ز رنج در تابم کرددر اشک دودیده زیر غرقابم کرد
پس بخشش نوساخته اسبابم کردواندر زندان به ناز در خوابم کرد

هر ابر که بنگرم غباری شده گیرگرگل گیرم به دست خاری شده گیر
هر روز مرا خانه حصاری شده گیرعمری شده دان و روزگاری شده گیر

مسعود که هست سعد سلمان پدرشجایی است که از چرخ گذشته است سرش
در حبس بیفزود به دانش خطرشعودی است که پیدا شد از آتش هنرش
...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,860
تا نسبت کرد اخوت شعر به منمی فخر کند ابوت شعر به من
بفزود چو کوه قوت شعر به منشد ختم دگر نبوت شعر به من

نی روزم هیزم است و نه شب روغنزین هر دو بفرسوده مرا دیده و تن
در حبس شدم به مهر و مه قانع منکاین روزم گرم دارد آن شب روشن

دیدی که غلام داشتم چندان منپرورده ز خون دل چو فرزندان من
در جمله از آن همه هنرمندان منتنها ماندم چو غول در زندان من
...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN
عقب
بالا