نویسندگان، مهندسان روح بشریت هستند.

شعرکده ** غمکده **

  • نویسنده موضوع .ARMIN
  • تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها 3,248
  • بازدیدها 30,809
  • کاربران تگ شده هیچ

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,871
معروف‌تر از من به جهان نیست خردمندپس بسته چراام به چنین جایی مجهول؟
نه خفته نه بیدار نه دیوانه نه هشیارنه مرده و نه زنده نه برکار و نه معزول!
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,872
گردن و گوش غزل و مدح رابی‌حد پیرایه و زیور زدیم
بی‌مر با بخت درآویختیمبا فلک سفله بسی سر زدیم
سود ندیدیم ز نوک قلمدست بدین قبضه‌ی خنجر زدیم
خیره فرو ماند فلک ز آن که مابر بت و بتخانه و بتگر زدیم
از قبل بچه‌ی آزر به تیغآتش در قبله‌ی آزر زدیم
وز پی این آهو چشمان باغبا همه شیران جهان بر زدیم
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,873
چه کین است با من فلک را به دل؟که هر روز یک غم کند بیستم
از این زیستن هیچ سودم نبودهوایی همی بیهده زیستم
اگر مهربانی بپرسد مراچه گویم از این عمر بر چیستم؟
از آن طیره گشتم که بخت بدمبخندد بر من چو بگریستم
بدان حمل کردم که گردون همینداند حقیقت که من کیستم
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,874
ای خواجه بوالفرج نکنی یاد منتا شاد گردد این دل ناشاد من
دانی که هست بنده و آزاد توهرکس که هست بنده و آزاد من
نازم بدان که هستم شاگرد توشادم بدان که هستی استاد من
ای رونی‌یی که طرفه‌ی بغداد، تودارد نشستگاه تو بغداد من
مانا نه آگهی تو که باران اشکاز بن همی بشوید بنیاد من
در کوره‌یی ز آتش غم تافته استنرم آهن است گویی پولاد من
نزدیک و دور و بیگه و گه خاص و عامفریاد برگرفته ز فریاد من
پنجاه و پنج سال شد و...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,875
گفتم تو مرا مرثیت کنیخویشان مرا تعزیت کنی
فرزند مرا چون برادراندر هر هنری تربیت کنی
یابی به جهان عمر تا که قافتا قاف پر از قافیت کنی
شاهان جهان را به مدح‌هاهر جنس بسی تهنیت کنی
جان را و روان را به فضل و عقلتیمار کشی تقویت کنی
اعمال خرد را ز طبع و دلترتیب همی تمشیت کنی
میدان سخن را به نظم و نثرپر باره‌ی نیکو شیت کنی
در عالم دانش به سعی فهمطاعت همه بی‌معصیت کنی
کی...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,876
ای خروس ایچ ندانم چه کنینه نکو فعلی و نه پاک تنی
سخت شوریده طریقی است ترانه مسلمانی و نه برهمنی
طیلسان داری و در بانگ نمازبه همه وقتی پیوسته کنی
مادر و دختر و خواهر که تراستزن شماری به همه چنگ زنی
طیلسان دار مذن نکندمادر و خواهر و دختر به زنی
دین زردشتی داری تو مگر؟گشتی از دین رسول مدنی؟
با چنین مذهب و آیین که تراستازدر کشتنی و بابزنی!
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,877
دگر باره خیاط باد صبابر اندام گل دوخت رنگین قبا
یکی را به بر ارغوانی سلبیکی را به تن خسروانی ردا
ز اصحاب بستان که یکسر بدندبرهنه تن و مفلس و بینوا
به دست یکی بست زیبا نگاربه پای یکی بست رنگین حنا
بیاراست بر پیکر سرو بنیکی سبز کسوت ز سر تا به پا
برافکند بر دوش بید نگونز پیروزه دراعه‌ای پربها
بسی ساخت بازیچه و پخش کردبه اطفال باغ از گل و از گیا
به دست یکی پیکری خوب چهربه چنگ یکی لعبتی...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,878
از من گرفت گیتی یارم راوز چنگ من ربود نگارم را
ویرانه ساخت یکسره کاخم راآشفته کرد یکسره کارم را
ز اشک روان و خاک به سر کردندر پیش دیده کند مزارم را
یک سو سرشک و یک‌سو داغ دلپر باغ لاله ساخت کنارم را
گر باغ لاله داد به من، پس چوناز من گرفت لاله عذارم را؟
در خاک کرد عشق و شبابم رابر باد داد صبر و قرارم را
بر گور مرده ریخت شرابم رادر کام سگ فکند شکارم را
جام می‌ام فکند ز کف و آن گاهاندر...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,879
کند از جا عاقبت سیلاب چشم تر مراهمتی یاران! که بگذشته است آب از سر مرا
آتشی سوزانده‌ام وین گیتی آتش پرستهر زمان پنهان کند در زیر خاکستر مرا
گر نکردی جامه و کفش و کله سنگین تنمچون گیاه خشک برکندی ز جا صرصر مرا
کاشکی یک روز برکندی ز جا این تند بادو اندر افکندی درون خانه‌ی دلبر مرا
خوی با نسرین و سیسنبر گرفتم کاین دو یارمی‌کنند از روی و از مویت حکایت مر مرا
سوی من بوی تو باد آورد، زین حسرت رقیبحیله سازد تا درافتد کار با داور مرا
یافتم گنجی وز...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN

.ARMIN

مدیر بازنشسته
سطح
19
 
ارسالی‌ها
11,235
پسندها
5,542
امتیازها
60,919
مدال‌ها
23
  • نویسنده موضوع
  • #1,880
بگرفت شب ز چهره‌ی انجم نقابهاآشفته شد به دیده‌ی عشاق خوابها
استارگان تافته بر چرخ لاجوردچونان که اندر آب ز باران حبابها
اکنون که آفتاب به مغرب نهفته رویاز باده برفروز به بزم آفتابها
مجلس بساز با صنمی نغز و دلفریبافکنده در دو زلف سیه پیچ و تاب ها
ساقی به پای خاسته چون سرو سیمتنو انباشته به ساغر زرین شرابها
در گوش مشتری شده آواز چنگهابر چرخ زهره خاسته بانگ ربابها
فصلی خوش و شبی خوش و جشنی مبارک استوز کف برون شده است طرب را...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : .ARMIN
عقب
بالا