• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

درحال ترجمه رمان پرده برداری | bahareh.s مترجم انجمن یک رمان

bahareh.s

مترجم انجمن
تاریخ ثبت‌نام
3/9/19
ارسالی‌ها
1,174
پسندها
14,669
امتیازها
33,373
مدال‌ها
20
در میان زمزمه و غر زدن‌های افراد حاضر در سالن، آنین به گوشت نمره‌دار ولفریت نگاه کرد و آرزو کرد که شیارها به اندازه‌ی کافی عمیق باشند تا او را برای همیشه مشخص کنند. و استفان کسی که به عمو فشار آورده بود تا جوناس را به سمت ولفریت بفرستد؟ ادعای نادرست چه کسی در انگلستان بود که انگلیستان نبر را به تصرف خود در آورده است و این باعث گرفتن جان جوناس شده بود؟
- باز هم، اگه من مرد بودم... می‌تونستم استفان دردانه‌ی تو را بکشم!
در همان حال که مردان او در تاریکی پاسخ او را می‌دادند، از روح ملعونش، ولفریت به او خیره شد. عمو خفه شده بود.
- آنین!
- تو از چیزی که صحبت می‌کنی، اطلاعی نداری
- اما من این کار رو می‌کنم.
او برگشت و موهای ابروهای برادرش را صاف کرد. عمو ملتمس می‌گوید:
- دعا کنید، آقای ولفریت
-...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

bahareh.s

مترجم انجمن
تاریخ ثبت‌نام
3/9/19
ارسالی‌ها
1,174
پسندها
14,669
امتیازها
33,373
مدال‌ها
20
آهی کشید، انگشتانش را زیر چانه‌ی او خم کرد و سرش با اصرار را بالا آورد.
- درسته که استفان پادشاهی نیست که انگلستان سزاورشه اما تا زمانی که فرد شایسته‌ای ظاهر بشه اون همه چیز آن‌جاست. ازت خواهش می‌کنم بیعت احمقانه جوناس با پسر ماود رو کنار بذار. هنری فقط یه پسره که به سختی شش و ده سالش می‌شه و شایسته‌ی حکومت نیست!
ناشایست زمانی که ارتش‌ها را رهبری می‌کرد؟ ناشایست زمانی که... سرش را تکان داد. عمو عقب رفت.
- من باید دعا کنم.
همان‌طور که او باید برای پدر کورنلیوس می‌گفت برای خودش گفت که راه طولانی به بهشت است. هرچه زودتر جوناس این‌جا دعا می‌کرد، آرامش خود را زودتر پیدا می‌کرد.
- من به زودی بهتون ملحق می‌شم
وقتی عمو برگشت، آنین کاپیتان نگهبانان را دید که از سایه‌های سکو بیرون می‌رفت. آیا...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
بالا