نویسندگان، مهندسان روح بشریت هستند.

دنباله دار تکراری ترین‌های رمان ها

  • نویسنده موضوع Arefeh.h
  • تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها 45
  • بازدیدها 1,949
  • کاربران تگ شده هیچ

Arefeh.h

مدیر بازنشسته
سطح
31
 
ارسالی‌ها
1,963
پسندها
25,773
امتیازها
51,373
مدال‌ها
35
  • نویسنده موضوع
  • #21
پسرا از دم پولدار
دخترا از دم یا بی پدر مادرن یا خیلی بدبخت و درد کشیده :///
بعد همیشه یکی بیماری قلبی داره
توی همه داستانا یهو دختره موقع عاشق شدن حس میکنه به پسره نگاه میکنه ضربان قلبش میره بالا و ....
دختراییم که بابا و ننه دارن اینقدر وضع خوبن و باباشون حتماً کارخونه داره یا مدیر یه شرکته
یا توی بعضی رمانا دختره مادر نداره باباشم شمر ابن زالجوشنه و ظالم!
 
امضا : Arefeh.h

Łacrîmosã

نو ورود
سطح
35
 
ارسالی‌ها
1,346
پسندها
24,065
امتیازها
61,573
مدال‌ها
36
  • #22
دختره شب میخوابه صبح پا میشه، توی جنگل خفتناک هست دورش پره جکو جونوره/:
تازه سودای تگ ویژه هم داره439.gif
یکی به من جواب بده/:
 
امضا : Łacrîmosã

Star☆AR

رو به پیشرفت
سطح
12
 
ارسالی‌ها
138
پسندها
3,980
امتیازها
21,583
مدال‌ها
11
  • #23
این رو نمی‌گفتم می‌مردم=|

همیشه‌ی خدا (یعنی امکان سیز) دختره دوتا دوست داره کنار خودش که خُلن و خیلی ببخشید از خودش خراب‌تر اصلا یه جوری که نگم:/ خودش که فرشته‌ حوری بهشتی فیس آنجلیناجولی مغزِ خراب و پرو بالاخونه ‌رو هم که داده اجاره/: یکی از رفیقاش دیوونه‌ی بانمک هی میاد مزه میریزه وقتی هم دختر اصلی با پسره آشنا میشه طرف تا ته داستان رو می‌خونه و کلا یه جوری منحرف شده که یه ذره دیگه بچرخه می‌افته تو خط راست و هدایت میشه=/ اونیکی هم مغروره بیشوره بی‌احساس هرچی این دوتا میگن اخم می‌کنه-___- بگذریم از اینکه هر روز خدا خونه‌ی هم پلاسن
زیبا سازی وبلاگ

از قضا پسره داستان هم دوتا دوست داره (پولشون اونقدری زیاده که یه شهر زیر...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : Star☆AR

Zahra.D_T

تدوینگر ازمایشی
سطح
29
 
ارسالی‌ها
1,260
پسندها
20,138
امتیازها
43,073
مدال‌ها
20
  • #24
از اول همه یه انتقاد میکنم از رمانای پلیسی آخه کی رو دیدین وجدانی با سن ۲۱ سرگرد باشه درجه چی؟؟؟؟؟؟؟ سرگرد اونم سرگرد دوم برادر من خواهر من اصلا درجه سرگرد دوم نیست تازه یه ماموریت میرن همش تو مهمونی میرقصن بعد این پلیسه هیچی هم بهش نمیگم تازه بعد ماموریت سرهنگ هم میشه مگه خلافکارا فقط مهمونی میگیرن؟ هیچ‌کار دیگه ای نمیکنن؟
رمانای عاشقانه هم اینجوریه که فقط شخصیت اصلی پسر و دوستاش ادمن بقیه همش دنبال دخترا هستن و شماره میگیرن و برعکس دختره داستان هم حوریه و همه دخترای دیگه چشمشون دنبال عشق ایشونه خود دختره به شوخی به پسرا شماره میده کل کل می‌کنه میخنده ولی نه خانم قدیسه تشیف داره و از همه پاک‌تره دماغشم که خداداد عملی و همه چشم رنگی هستن انگار آسمون دهن باز کرده و خدا یوزارسیف رو به شکل...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

MehrnazParsa

کاربر فعال
سطح
10
 
ارسالی‌ها
419
پسندها
1,743
امتیازها
11,273
مدال‌ها
13
  • #25
هر روز صبح باید از پله های عمارت ۶۵۴۳۶۹۹۹۰۶۵۴۳ هزار متریشون که توی شمالی ترین منطقه تهران قرار داره سر بخوره.
 
امضا : MehrnazParsa

Zahra.D_T

تدوینگر ازمایشی
سطح
29
 
ارسالی‌ها
1,260
پسندها
20,138
امتیازها
43,073
مدال‌ها
20
  • #26
از اول همه یه انتقاد میکنم از رمانای پلیسی آخه کی رو دیدین وجدانی با سن ۲۱ سرگرد باشه درجه چی؟؟؟؟؟؟؟ سرگرد اونم سرگرد دوم برادر من خواهر من اصلا درجه سرگرد دوم نیست تازه یه ماموریت میرن همش تو مهمونی میرقصن بعد این پلیسه هیچی هم بهش نمیگم تازه بعد ماموریت سرهنگ هم میشه مگه خلافکارا فقط مهمونی میگیرن؟ هیچ‌کار دیگه ای نمیکنن؟
رمانای عاشقانه هم اینجوریه که فقط شخصیت اصلی پسر و دوستاش ادمن بقیه همش دنبال دخترا هستن و شماره میگیرن و برعکس دختره داستان هم حوریه و همه دخترای دیگه چشمشون دنبال عشق ایشونه خود دختره به شوخی به پسرا شماره میده کل کل می‌کنه میخنده ولی نه خانم قدیسه تشیف داره و از همه پاک‌تره دماغشم که خداداد عملی و همه چشم رنگی هستن...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

ZAHRA TAVASOLIAN

مترجم انجمن
سطح
14
 
ارسالی‌ها
1,078
پسندها
7,076
امتیازها
24,673
مدال‌ها
18
  • #27
همشونم ماشالا خونه هاشون دوبلکسه!
همیشه هم مثه میمون از پله ها سرازیر میشن!
و اعصاب خوردکن ترینشونم:
- چشام سبز آبیه و توش رگه های قرمز و بنفش و یاسی و مشکی داره :22:
توی نور هم کلا عسلی میشه.
 
امضا : ZAHRA TAVASOLIAN

فآطي

کاربر فعال
سطح
13
 
ارسالی‌ها
1,375
پسندها
6,277
امتیازها
24,673
مدال‌ها
14
  • #28
:o-o: چه دلای خونی داشتن همه :458121-4a17a0aa9aa02eb3abb93d43b47025ee:
اوف بر من که یه زمانی شب بیدار می‌موندم که چنین رمانایی رو بخونم:610595-f4fee7d8018d2f5ca10c2e5d7cc88678:
[وی بازدمش را بیرون می‌دهد و دکمه‌ی خروج را لمس می‌کند:458043-d43af67a28506a61aa0e5feb83373c73:]
 
امضا : فآطي

Mahsa_rad

نویسنده ادبیات
سطح
44
 
ارسالی‌ها
3,497
پسندها
65,241
امتیازها
74,373
مدال‌ها
31
  • #29
همخونه میشن
/:
 
امضا : Mahsa_rad

XAysanX

رفیق جدید انجمن
سطح
6
 
ارسالی‌ها
93
پسندها
493
امتیازها
2,803
مدال‌ها
6
  • #30
:sisi3::sisi3::sisi3:تکراری ترین موردی که تو اکثر رمانا هست اینه که دوستای صمیمی دختره و دوستای صمیمی پسره آخرش عاشق هم میشن وباهم ازدواج میکنن و به اندازه ای که دختره دوست صمیمی داره همونقدرم پسره داره
 
امضا : XAysanX

موضوعات مشابه

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 0)

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 1, کاربر: 0, مهمان: 1)

عقب
بالا