نویسندگان، مهندسان روح بشریت هستند.

اشعار رهاشده کاربران مجموعه اشعار زرد|raash کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع Raash
  • تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها 3
  • بازدیدها 134
  • Tagged users هیچ

SAN.SNI

مدیر بازنشسته
کاربر ارشد
سطح
29
 
ارسالی‌ها
5,974
پسندها
26,925
امتیازها
70,873
مدال‌ها
25
•| بسم رب العشق |•
642650_f51a41dc6db62ddb64ffaea46ee2561e.jpg



ضمن عرض سلام و خوش آمد خدمت شما شاعر محترم؛
لطفاً قبل از شروع تایپ مجموعه اشعار خود، قوانین بخش را مطالعه کنید.
قوانین بخش اشعار کاربران

پس از ارسال پانزده پست در دفتر شعرتان، می‌توانید درخواست نقد بدهید و از دیدگاه دیگر کاربران درباره اشعارتان، آگاه شوید.
تاپیك درخواست نقد و بررسی اشعار

پس از گذشت پانزده پست از دفتر شعرتان، می‌توانید درخواست تگ دهید و از کیفیت اشعار خود آگاه شوید.
تاپیك درخواست تگ برای اشعار

لطفاً به محض دریافت تگ، با مراجعه به تاپیك مربوطه، درخواست جلد برای دفتر اشعارتان بدهید.
تاپیك درخواست جلد برای اشعار

پس از طراحی جلد توسط طراحان انجمن، در تاپیك مربوطه تگ شده و جلدتان را دریافت می‌کنید.
تاپیك جامع دریافت جلد

بسیار خوش‌حال خواهیم شد اگر انتقادات و پیشنهادات خود در راستای پیشرفت بخش شعرکده، در تاپیك زیر عنوان کنید.
انتقادات و پیشنهادات تالار شعرکده

پس از پایان تایپ دفتر اشعارتان، در تاپیك زیر اعلام کنید.
ضمن این‌که قبل از اعلام پایان تایپ، از داشتن تگ «شاعرانه» یا «منتخب» و همچنین داشتن جلد اطمینان حاصل فرمایید؛ در غیر این صورت به بخش کامل شده منتقل نخواهد شد.
تاپیك اعلام پایان دفتر شعر کاربران

در صورتی که درخواست صوتی شدن دفتر شعر خود را دارید،
در تاپیک زیر اعلام کنید.
لطفاً قبل از ارسال درخواست، شرایط را مطالعه کرده و از داشتن آن‌ها اطمینان حاصل فرمایید.
درخواست صوتی شدن دفتر اشعار

•••

با آرزوی موفقیت برای شما شاعر عزیز
مدیریت تالار شعرکده
 

Raash

تازه وارد
تازه وارد
سطح
0
 
ارسالی‌ها
3
پسندها
23
امتیازها
30
ویلان
زیر نور پریشان،
دقایقی تا مرگ مرداب
دقایقی تا مرگ لالای من.
بس است
به مدیسه رو
امروز شنبه است.
خفاشی بهر کلک آمده،
وز تمام طویله ات خبردار است
گاو و اسب و باربر
همه رفتند،
طویله اشباع گوسفندان شده.
دقایقی تا مرگ تاریخ،
این پایکوبی را
از انسانیت و صالحان
غصب کرده اند.
ای صیاد!
به ماهی ها بنگر،
هذیان انسانی،
مسخ شده،
مسخ میکند،
در گور
ماهی ها برایم لالایی میخوانند،
در دور
ماهی ها برای هم لالائی میخوانند.
خاکستر ماهی ها را
پسمانده لذت مرگ ننگر،
بوسه دلبر را
تنها هنگام مرگ بچش.
 

Raash

تازه وارد
تازه وارد
سطح
0
 
ارسالی‌ها
3
پسندها
23
امتیازها
30
زیر پوست
تب شهوت،
و زیر گونه های سرخ،
معانی معنویت
رنگ باخته.

مثل آتش فشانی،
خاموش
برای به هوش آمدن
نیاز دارم به صدایی با بلندی صدای
ناقوس.

بازوهایم
در این فضای تنگ
به تنگ آمده اند،
عشق های ما
مثل ماهی در تنگ،
وین زندگی در ناکامی و انتظار
میرود کند،کند،کند.

زیر ناخن دنیا
چرک هایی به رنگ سیاست
و خ**یا*نت
رهایند در تاریکی،
آنهایی که سفره رنگانگ را
با طمع و غرور نشخوار میکنند
با منی که تکه نانی را
لذت انگیز نوش خوار میکنم
یکی نخوان.
این زخم های ز پا تا گردن
گردن دوستانی است
که راه مخفی کردن دشنه در آستین را
خوب فرا گرفته اند.

پارچه نمناکی
بر پیشانی ام گذار،
یا که نوشدارو ای مرا بخوران
تا تب دنیا
دل ساده مرا
سنگ نکرده،
سیل این ها
سکوت را از زبانم ربوده.
 
آخرین ویرایش
بالا