نویسندگان، مهندسان روح بشریت هستند.

اشعار رهاشده کاربران مجموعه اشعار نهر نیلگون نوم | Melina کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع Melina Merling
  • تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها 21
  • بازدیدها 442
  • Tagged users هیچ

از دلنوشته خوشت اومد؟

  • آره=]

    رای 4 100.0%
  • نوچ=[

    رای 0 0.0%

  • مجموع رای دهندگان
    4

Melina Merling

کاربر ویژه
کاربر ویژه
سطح
24
 
ارسالی‌ها
1,258
پسندها
15,435
امتیازها
38,073
مدال‌ها
22
سوختم اما جز ذکر خدا لب نزدم
راز و نیاز را در جهنم نیز قطع نکردم
نماز میان خنده و تمسخر را برگزیدم
تا اینکه با آن‌ها هم‌سفر بشوم!

 

Melina Merling

کاربر ویژه
کاربر ویژه
سطح
24
 
ارسالی‌ها
1,258
پسندها
15,435
امتیازها
38,073
مدال‌ها
22
داستان عجیبی دارد این ذکرها
کس نداند از راز مودت الله!
همانی که مرا از جهنم خونین رهاند،
لالایی ودادانگیز را در کتاب قرآن خواند.
درست است که جهنم آوار شد بر سرم
اما امیدم نرفت هرگز میان آتش نیز ز قلبم!
 
آخرین ویرایش

Melina Merling

کاربر ویژه
کاربر ویژه
سطح
24
 
ارسالی‌ها
1,258
پسندها
15,435
امتیازها
38,073
مدال‌ها
22
بسته بود درها به رویم،
همچو یوسف گم‌گشته اسیر بودم؛
ولیکن به سوی درهای مرده دویدم
و در این میان دریچه‌ای کوچک به رویم باز گشت
تا که مرا با خود از دنیای موت‌برانگیر دوزخ نجات بدهد.
 
آخرین ویرایش

Melina Merling

کاربر ویژه
کاربر ویژه
سطح
24
 
ارسالی‌ها
1,258
پسندها
15,435
امتیازها
38,073
مدال‌ها
22
خود را در بهشتی بی‌کران یافتم،
اما نه آن‌گونه که خیال داشتم.
در این بهشت چیزهایی را یافتم،
که تنها در رویاها و هدف‌هایم می‌پنداشتم.
 
آخرین ویرایش

Melina Merling

کاربر ویژه
کاربر ویژه
سطح
24
 
ارسالی‌ها
1,258
پسندها
15,435
امتیازها
38,073
مدال‌ها
22
بویی به مشامم خورد
بویی از یاسِ مادرانه‌ها
بویی ز یاد عشق‌ها
بوی مادرم آمد
خوشحال به سوی بوی جهیدم
که کسی دیگر را دیدم
زبانم بند آمد و
یکهو از خواب پریدم!
 

Melina Merling

کاربر ویژه
کاربر ویژه
سطح
24
 
ارسالی‌ها
1,258
پسندها
15,435
امتیازها
38,073
مدال‌ها
22
میان مسرت گریستم
اگر بگویی چه کسی را دیدم؟!
مادرم آمده بود به استقبالم
مادری که نامش را فاطمه‌زهرا(س) می‌نامند.
 

Melina Merling

کاربر ویژه
کاربر ویژه
سطح
24
 
ارسالی‌ها
1,258
پسندها
15,435
امتیازها
38,073
مدال‌ها
22
هق‌هقم اوج می‌گیرد و
نجوایم سکوت می‌شکند.
قلبم پریشان است و
عقلم بی‌خرد!‌
 

Melina Merling

کاربر ویژه
کاربر ویژه
سطح
24
 
ارسالی‌ها
1,258
پسندها
15,435
امتیازها
38,073
مدال‌ها
22
توان فکر کردن از من ربوده شد،
بی‌جان از هوش رفتم اما چیزی نشد.
دلم پرپر می‌زد از آن شوق دیدن‌ها،
می‌دانی، من بهشت را به چشم دیده‌ام حالا!
 

Melina Merling

کاربر ویژه
کاربر ویژه
سطح
24
 
ارسالی‌ها
1,258
پسندها
15,435
امتیازها
38,073
مدال‌ها
22
حال عمری گذشته و
عشق را من چشیدم
به چشم دیدم
با چشمِ دل اما.
فقط یک چیز را بدان؛
زندگیت را
با اعتماد
به او بسپار!
 

Melina Merling

کاربر ویژه
کاربر ویژه
سطح
24
 
ارسالی‌ها
1,258
پسندها
15,435
امتیازها
38,073
مدال‌ها
22
دنیا پریشان است به حالم
گرچه باید با آن بسازم
شوق دیدن‌ها کم بود،
عاشق و معشوق چه دورند.
منم بین این جهنم،
میان آدم‌ها چه بی‌تابم.
حق هم دارم،
بهشت عالمی دارد،
که دل کندن از آن،
سختی‌ها دارد.
 
بالا