رمان در حسرت آغوش توسلام دوستان . یه رمانی هست که یه پسره مدل بود بعد دختره پریسا بود اسمش فک کنم براش خیاطی میکرد و میدوخت لباس بعد پسره رفت با خواهرش و بعد اخره سر همون پریسارو گرفت ..کسی اسمشو میدونه؟
زیتونسلام رمان در مورد ی دختر ک ب خاطر آزار خانوادش میره ترکیه و اونجا زندگیش خوب میشه اگه اشتباه نکنم مجری هم هست.بعد با یکی از دوستای پسرش ک همجنسگراس ازدواج میکنه برای اینکه از دست مزاحمت های یکی خلاص شه بعد چند سال به عنوان مهندس معمار میاد ایران تا روی ی پروژه کار کنه و عاشق رئیس شرکت میشه و وقتی پسره بهش میگه بهش علاقه داره دختره میگه متاهله و میره ترکیه بعد هم پسره میره ترکیه و شوهر دختره بهش میگه ک دختره فقط به خاطر دوستیشون باهاش ازدواج کرده ک کسی نفهم او گیه بعد هم ک دختره طلاق میگیره و با اون پسره ازدواج میکنه.اگه کسی اسم رمان و میدونه ممنون میشم بگید
میگلسلام دوستان.
دنبال اسم یه رمان میگردم که دو تا خواهر بودن که کسی رونداشتن بعد خواهر بزرگه میمیره خواهر کوچیکش که کسی رو نداشته مجبور میشه با دوست پسره خواهره زندگی کنه.اگه اشتباه نکنم اسم خواهر بزرگش هم ترگل بوده
دختری به نام سیوایه رمانی بود که دختره از امریکا به ایران میاد خونه قبلیشو بازسازی میکنه وسیله هاشو از سمساری میگیره بعد میخواد با داییش و خوانواده مادریش رابطه برقرار کنه تا اعتماد داییشو جلب کنه و به مادرش که سرطان داره ،داییه ازمایش میده که بهش اهدا کنه.بعد ازینکه داییه اهدا کرد میفهمه اون دختره که عاشقش شد خواهر زادشه اخرشم معاوم میشه دختره یتیم بوده که تو بچگیش به سرپرستی گرفته شد...
پرنیان شبدقیق یادم نمیاد اما ژانرش تخیلی بود و دختر داستان قسمت اوج و وسطهای داستان از دو گروه خون آشام در یک زمان گاز گرفته میشه و که یه گروه خوب و یه گروه بد بودن و دختره به یه خون آشام خاص و با هردو نژاد خوب و بد تبدیل میشه البته فکر کنم خون آشام بد و خون آشام تاریک صدا میزندن
تقابلسلام ببخشید اسم رمانی رو میخواستم که دختره از خانواده مذهبی وپولدار بود یه پسری که از پایین شهر بود ومکانیک بود بهش نزدیک میشه وطوری وانمود میکنه که دختره فکر میکنه بهش ت*جاوز کرده ومجبورش میکنه کهباهاش ازدواج کنه وهمه این کارها رو برای انتقام از برادردختره میکنه که بعد میفهمه درواقع پدر دختره پدر واقعی خودشه و عموی دختره است که بزرگش کرده.......