سلام
یه رمان خوندم...دختره توسط یه پسر دزدیده میشه بهش دست درازی میشه...دختره که برمیگرده خونشون افسردگی میگیره و دیگه باهیشکی حرف نمیزنه...خانوادش یه روانشناس میارن تا حال دخترشون خوب شه...مرده سنش بالا بود...به مرور زمان عاشق دختره میشه...اما دختره عاشق پسر عموش علی میشه که تازه اومده بودن خونشون....دیگه به اجبار خانوادش با روانشناسه ازدواج میکنه...به مرور زمان دختره ام عاشقش میشه...دختره حامله میشه وقتی بچش به دنیا میاد بازم افسردگی میگیره دیگه نمیره سمت شوهرش....شوهرش با پرستار بچش همراه میشه... دختره موچشو میگیره کارشون به طلاق میکشه اما اخر سر باهم اشتی میکننو میرن سره خونه زندگیشون...
اگه اسمشو میدونین بگین....؟