دوستان یه رمانی بود که بابای دختره دوباره ازدواج کرده بود،بعد دختره با زن باباش زیاد خوب نبود اون زنه دوتا پسر داشت (حس میکنم اسم یکی از پسرا پارسا یا پدرام بود ولی اصلا مطمعن نیستم)که بعدا دختره عاشق یکی از اون پسرا میشه و ازدواج میکنن و بعد میفهمه پسره دوستش نداشته اصلا، بعد یه مدت میره خارج پیش مادر واقعیش،(فکر کنم باباش بهش گفته بود مادرت نخواستت ولی بعد مادرش بهش میگه بابات نذاشت ببرمت که مادرشم یه بچه خیلی کوچیک داشت از همسر دومش) پایانشم خوب بود خواهش میکنم اگه میدونید اسمشو بگید