مهم ◇■□پیدا کردن‌ رمان های بی نام□■◇

Zahra shafiey

تازه وارد
تازه وارد
عضویت
12/1/19
ارسال ها
1
امتیاز
0
سلام
من دنبال یه رمانم که چند سال پیش خوندم
یه پسری که مهندس معمار زمین رو برای خودشون شروع به ساخت میکنه در حال ساخت دختر خونه کنار میبینه وعاشق میشه بعد چند وقت میفهمندکه دوتا پسرای این خانواده ها که خارجن با هم دوستن میرن ترکیه پسرهارو ببین اونجا پسر بزرگه هم عاشق دختره میشه بعد برگشت تلفنی خواستگاری میکنه ازدواج میکنن دختره میره خارج بعد انقلاب میاند ایران اخر قصه شوهر دختره الزایمر میگیره وزنش ازش مراقبت میکنه بر حسب اتفاق انگشتر دست زنش میبینه وهمچی یادش میاد.
 

winter

تازه وارد
تازه وارد
عضویت
12/2/19
ارسال ها
1
امتیاز
0
سلام من دنبال یک رمانم که خیلی وقت پیش خوندمش ولی اصلا یادم نمیاد اسمش چیه و حتی اسم شخصیت اصلی داستان رو یادم نمیاد ولی کلی جزئیات دیگه یادمه :)
داستان ازین قرار که دختر خیلی زیبا و کم تجربه ای بوده که همه دوسش داشتن و پسرخاله یا دایی یا هرچی به اسم روزبه عاشقش بوده. ولی این دختر با یک پزشک ازدواج میکنه و روزبه تصادف میکنه که پاش بشکنه نره عروسیش ولی میمیره.
بعد دختر متوجه میشه شوهرش مرد خوبی نیست و یادم نمیاد چرا، بعد ازش طلاق میگیره و بعد با مردی ک از خودش خیلی بزرگتر ولی خیلی خیلی عاشقش بوده ازدواج می‌کنه که اگر اشتباه نکنم اسمش محمود هم بود.
اگر کسی اسم این رمان رو میدونه بهم بگه ممنونش میشم
 

medisa

تازه وارد
تازه وارد
عضویت
12/2/19
ارسال ها
1
امتیاز
0
سلام یه رمان هست ک توش دختره شبیه پسرا لباس میپوشه و جیب بری میکنه و اسم مستعارشم بلبله چون زیادی وراجه بعد تو شرکته یه پسر پولدار کار میگیره و وقتی صاحبخونش میندازتش بیرون میره انباری شرکتو اجاره میکنه.اسم اصلیشم فک کنم سرمه باشه
 

goyoyan

کاربر سایت
کاربر سایت
عضویت
10/20/19
ارسال ها
25
امتیاز
40
با سلام
دنبال یه رمان میگردم اسمشو نمیدونم
داستان درباره یه دختره که با دوستش تو جنگل بودن که یه کتاب پیدا میکنن وقتی بازش میکنن باعث مبشن یه موجود به نام سایه بیدار بشه واز مردم دهکده انتقام بگیره ولی دختره خودشو فدای مردمش میکنه وقتی میرن تو مخفی گاه سایه باید به سایه کمک کنه که تا همسرشو زنده کنه برای همین باید 5تا سنگ رو با کشتن 5پری به دست بیارند
تا همین جاشو یادمه
یه موجود هم توش بود به نام رویا خور که کارش از بین بردن کابوس های بد بود
شخصیت سایه هم یه پسر عمو داشت به نام نیلی که زیر دریا زندگی میکرد


اگه کسی اسم رمانو میدونه خاهش میکنم بهم بگهd:
 

Maedeh.h.t

تازه وارد
تازه وارد
عضویت
12/4/19
ارسال ها
2
امتیاز
0
رمانی که دختر عمو و پسر عمو به اجبار پدر بزرگ باهم از دواج میکنند و عکس های فتو شاپ به دست شوهر دختر میوفته که بخاطر اونا شوهر دختررو هرروز کتک میزنه و بعد میفهمه فتوشاپ بوده‌.
اونا فک میکنن زنش حاملس ولی بعدا میفهمن که لخته های خونی بوده.زن از شوهرش متنفر میشه ولی دوباره زندگیشون خوب میشه.
ممنون میگم اسمشو بگید
 

S_j

کاربر سایت
کاربر سایت
عضویت
9/6/19
ارسال ها
23
امتیاز
40
رمانی که دختر عمو و پسر عمو به اجبار پدر بزرگ باهم از دواج میکنند و عکس های فتو شاپ به دست شوهر دختر میوفته که بخاطر اونا شوهر دختررو هرروز کتک میزنه و بعد میفهمه فتوشاپ بوده‌.
اونا فک میکنن زنش حاملس ولی بعدا میفهمن که لخته های خونی بوده.زن از شوهرش متنفر میشه ولی دوباره زندگیشون خوب میشه.
ممنون میگم اسمشو بگید
پسر غیرتی رو چک کنید
 

ایلا

تازه وارد
تازه وارد
عضویت
12/4/19
ارسال ها
1
امتیاز
0
با سلام
دنبال رمانی میگردم که یه دختره با پسره توی خارج زندگی میکنن و با هم ازدواج میکنن و توی یه دعوا پسره میزنه تو دهن دختره پرده گوش دختره پاره میشه و سمعک میزاره (ببخشیدا خیلی وقت پیش خوندمش یادم نیس)
 
بالا