ردهای ماندگاريع رمان بود كه دختره صورتش توسط پسري به اسم فرهاد با چاقو خط خطي ميشه لطفا خيلي دنبال رمانم
نه جانمفک کنم رمان بوی وانیل منظورتونه
نه عزیزم..بوی وانیل نیست:)فک کنم رمان بوی وانیل منظورتونه
رمان:کاغذ بی خطنه عزیزم..بوی وانیل نیست:)
اینجا زنه فک کنم تنها زندگی میکنه..یه دختر نوجوون هم اگه اشتباه نکنم باهاش دوسته، هی میاد خونه ش
خودشه مرسییی:*رمان:کاغذ بی خط
سلامدوستان من یه رمانی خوندم که پسره برا انتقام از پدر دختر میره خواستگاری دختر و با اون ازدواج میکنه...ک دلیل انتقام پسر این بود ک پدر دختره و رفیقش بعد از زلزله ی رودبار همه زمین های اونجا رو ارزون خریدن و خاله و برادرشو تو یه باغ زندونی کردن که خالهه خودکشی کرد....دختره هم یه برادر داشت دوقلوی خودش بود ک بعد کشیدن مواد توهم میزنه از ساختمون دانشگاه خودشو انداخت پایین کسی میدونه اسم رمانه چی بود؟؟؟
میشه اگه پیدا کردید به منم بگید اسمشو؟سلام
دو سال پیش یه رمان خوندم، الان اسمش رو یادم نمیاد
دخترِ _اسمش رو یادم نیست_ از قشر ضعیف خانواده بود
پدرش میخواست اجباراً شوهرش بده که دختر فرار میکنه و گیرِ یه زن میافته که دخترهای فراری رو جمع میکرد و ازشون فیلم میگرفت و دخترها مجبور بودن برای پخش نشدن فیلم، دزدی کنند
دخترِ با یه پسر _احتمالا علی_ آشنا میشه که پلیس هم بوده
دیگه زیاد چیزی یادم نیست
آهان! علی نمیدونست دختر دزده. بهروز که دخترِ با دوستهاش و همون زن میرن دزدی و پلیس میاد که یکیشون علیِ
علی میذاره دختره بره
دیگه هیچی یادم نیست
کسی اسمش رو میدونه؟
فک کنم رمان در مسیر تنهایی باشهسلام
دو سال پیش یه رمان خوندم، الان اسمش رو یادم نمیاد
دخترِ _اسمش رو یادم نیست_ از قشر ضعیف خانواده بود
پدرش میخواست اجباراً شوهرش بده که دختر فرار میکنه و گیرِ یه زن میافته که دخترهای فراری رو جمع میکرد و ازشون فیلم میگرفت و دخترها مجبور بودن برای پخش نشدن فیلم، دزدی کنند
دخترِ با یه پسر _احتمالا علی_ آشنا میشه که پلیس هم بوده
دیگه زیاد چیزی یادم نیست
آهان! علی نمیدونست دختر دزده. بهروز که دخترِ با دوستهاش و همون زن میرن دزدی و پلیس میاد که یکیشون علیِ
علی میذاره دختره بره
دیگه هیچی یادم نیست
کسی اسمش رو میدونه؟