سلام. ببخشید من دنبال یه رمانی میگردم اما اسمش رو فراموش کردم. خلاصه ی رمان به این صورت بود که پدر دختر خیلی پولدار بود و صاحب یک کارخونه ی ماشین.
روز دانشگاه با پسری تصادف میکنه و بعد می فهمد که استادشه و حتی یه دوره تو شرکت پسره کار میکنه اما بعد که میخوان ازدواج کنن میفهمن که پدر هاشون از هم کینه دارند، دختره دو یا سه تا برادرم داشت. دختره و پسره یواشکی به پاریس می رن و اونجا دعواشون میشه.