مباحث متفرقه پیدا کردن‌ رمان‌های بی‌نام

وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

Mania.roya172

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
24/2/20
ارسالی‌ها
3
پسندها
10
امتیازها
30
  • #731
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] S_j

Parandak

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
1/3/20
ارسالی‌ها
25
پسندها
40
امتیازها
40
  • #732
سلام. ببخشید من دنبال یه رمانی میگردم اما اسمش رو فراموش کردم. خلاصه ی رمان به این صورت بود که پدر دختر خیلی پولدار بود و صاحب یک کارخونه ی ماشین.
روز دانشگاه با پسری تصادف میکنه و بعد می فهمد که استادشه و حتی یه دوره تو شرکت پسره کار میکنه اما بعد که میخوان ازدواج کنن میفهمن که پدر هاشون از هم کینه دارند، دختره دو یا سه تا برادرم داشت. دختره و پسره یواشکی به پاریس می رن و اونجا دعواشون میشه.
 
آخرین ویرایش

razeinab98

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
6/2/20
ارسالی‌ها
1
پسندها
2
امتیازها
0
  • #733
رمان ح
سلام. ببخشید من دنبال یه رمانی میگردم اما اسمش رو فراموش کردم. خلاصه ی رمان به این صورت بود که پدر دختر خیلی پولدار بود و صاحب یک کارخونه ی ماشین.
روز دانشگاه با پسری تصادف میکنه و بعد می فهمد که استادشه و حتی یه دوره تو شرکت پسره کار میکنه اما بعد که میخوان ازدواج کنن میفهمن که پدر هاشون از هم کینه دارند، دختره دو یا سه تا برادرم داشت. دختره و پسره یواشکی به پاریس می رن و اونجا دعواشون میشه.

س تازه رو چک کنید
 

SH _ Z

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
16/12/19
ارسالی‌ها
47
پسندها
99
امتیازها
103
  • #735

Queen of flowers

کاربر حرفه‌ای
سطح
3
 
تاریخ ثبت‌نام
16/12/19
ارسالی‌ها
1,416
پسندها
4,782
امتیازها
27,173
مدال‌ها
2
  • محروم
  • #736

Number One

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2/3/20
ارسالی‌ها
1
پسندها
0
امتیازها
0
  • #738
سلام یه رمانی رو قبلن خوندم اسمش درست یادم نیس
یه زن و شوهری هستن که یه بچه دارن و خیلی عاشقانه زندگی میکنن
دختره یروز میره خونه باباش بچه اش تو خونه میمونه به پریز یخچال دست میزنه و میمیره
پسره دختره رو مقصر مرگ بچش میدونه برا همین اذیتش میکنه و میره یه زن دیگه میگیره و ...
 

Maed_dm

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2/3/20
ارسالی‌ها
2
پسندها
2
امتیازها
0
  • #739
سلام دوستان
خلاصه ای از ی رمان یادمه ولی اسمش ن
ی دختر ک ی خواهرم داشت
توی نوجوونی دوست پسرش میبرتش خونش بهش دست درازی میکنه که اسم پسره ام فک کنم فربد فرید اینا بود
بعدِ چند سال با پسره رو برو میشن دوست میشن ولی دختره نمیفهمه چون پسره جراحی پلاستیک کرده برگشته ایران اسمو ایناشم عوض کرده پسره به دختره پیشنهاد دوستی میده که دختره بهش میگه من رابطه داشتم و اینا و پسره ام براش توضیح میده ک من همونم
هرکی میدونه بگه لطفا
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

Maed_dm

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
2/3/20
ارسالی‌ها
2
پسندها
2
امتیازها
0
  • #740
سلام یک رمان بود ک پسره مبخواست خودکشی کنه.دختذه تو ترافیک تو ماشین پسره رو دید و براش شماره انداخت.پسره موقع خودکشی بادختره تماس میگیره.بعدها باهم رفیق میشن و دختره تو پارک دیزی میخوره و آروغ می زنه و....اسم چیه توروخدا بهم بگید.
تمنا برای نفس کشیدن
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
عقب
بالا