- تاریخ ثبتنام
- 2/2/20
- ارسالیها
- 16
- پسندها
- 13
- امتیازها
- 40
یعنی چی پروفایلمو چک کنم اسم رمان می دونیدپروفایلتون رو چک کنید.
یعنی چی پروفایلمو چک کنم اسم رمان می دونیدپروفایلتون رو چک کنید.
رمان تقاص از هماپوراصفهانیسلام یه رمان بود دختره نصف شب از خواب پرید شروع کرد ب کشیدن نقاشی یه پسره و پسره م همون شب از خواب پرید و چشای سبز دختره رو تو خواب دیده بود بعد چند وقت همو تو کیش دیدن و عاشق هم شدن .. اسم پسره سیاوش بود فک کنم بعد بابای پسره چون با مامان دختره از قدیم مشکل داشت نذاشت پسرش با این دختره ازدواج کنه و جداشون کرد بعد دختره ازدواج کرد و چون شوهرش جاسوس بود بعد چند سال کشتنش ، بعدش فهمید پسره چقد عاشقش بوده و بخاطر خودش از هم جدا شدن رفت اصفهان باهم ازدواج کردنو بچه اوردن تهش
دوستان من چندسال پیش کتابی و داشتم می خوندم که فایلش رو گم کردم
یادمه که دختره بعد از تصادف شدیدی که داشته یک شب متوجه میشه میتونه توی خواب روحش و از بدنش خارج کنه و شروع میکنه شبها رفتن به خونه کسی که دوستش داشت(اگر اشتباه نکنم)
یک شب که تو خونه طرف بوده یک نفر دیگه رو هم اونجا می بینه(انگار اون هم روحه یا همچین چیزی)
چند وقت بعد همون آدم و توی واقعیت و توی یک مهمونی میبینه.
فکر میکنم شخصیت های رمان اسطوره های قدیمی ایران بودن
کسی اسمش رو میدونه؟
منم دونبال این رمانم لطفا اگه کسی میدون بگهسلام
رمان درمورد دختری بود که یه پسری که مدل بین المللی بود شب مهمونی مـسـ*ـت میکنه و بهش ت... میکنه همدیگه رو هم نمیشناختن. دختره میره چندوقت بعد متوجه میشه حامله است و تصمیم میگیره نگه داره بچه رو،از خانواده طرد میشه انگار برا خودش شرکت میزنه و پسره م که رئیس یه شرکت دیگه بوده بعد چند سال همدیگه رو میبینن بخاطر یه جلسه ...
رمان رافائلرمان خب فکنم خارجی بود
راجب یخون آشامه که تو مالیبو کالیفرنیا بود فکنم بایه دختر به اسم سیندیا آشنا میشه و سیندیا هم کاراگاه بوده
بعدم یروز خواهر این خون آشامه رو میدزدن بعد اونم میره پیش سیندیا و سیندیاهم دنبال خواهرش میگرده
بعدشو دیگه یادم نمیاد
ممنون میشم اسمشو اگه میدونید بگین
کسی اسم این رمانو نمیدونه؟سلام وقت بخیر رمان درباره دختریه که به اجبار خانواده چادریه ولی وقتی میره دانشگاه پنهانی از خانوادش چادرشو در میاره و با یه پسر وارد رابطه میشه و با یکی از دوستاش همخونه میشه یکی از پسرای همکلاسیش که خیلی پسر خوبیه هم عاشقشه لطفا اگه رمانو میشناسید بگید
رمان مهمان زندگییه رمان بود دختره دانشجویه مهندسیه استادش خاستگارش بود بعد واحدشو عوض کرد استاد جدیده خیلی اخمو بود ..واسش خاستگار اومد یهو فهمید همون استاد اخموهست ... بعد ازدواج کرد ..باهم بد بودن یه روز ک تو دانشگاه میپیچه استاده با دانشجوش رابطه داره دانشجو رو میبرن حراست ولی نمیگه اونا زنو شوهرن چون استاده گفته نمیخوام ابرومو ببری اسمشو بگین از بس گشتم دنبالش روانی شدم