- تاریخ ثبتنام
- 30/11/21
- ارسالیها
- 2,457
- پسندها
- 33,650
- امتیازها
- 64,873
- مدالها
- 43
داستان دربارهی دختری آفتاب و مهتاب ندیده که نسبت به تمام رخ دادها و اتفاقات دورش از واکنش های عا و عجب و که اینطور استفاده میکرد
ممد یک جوان بیکار بود که برای گذران زندگی به دنبال شغلی بود. اما هرجایی هم که میرفت، متوجه میشد که نبایدی برای خودش در آنجاست.داستان 20 خطی ممد نبودی ببینی
داستان ترسناک 20 خطی جن بو داده
سمیه نرو، دختر جوانی بود که به دلیل اعتیاد به مواد مخدر، زندگیش را از دست داد. او در یک شب تاریک و بارانی، به دنبال مواد مخدری که به او وعده شده بود، به خیابانهای شهر رفت.داستان غم انگیز ۲۰ خطی سمیه نرو
استاد بزرگوار، پولدار و مغرور دانشگاه، دائماً با سیکس پک خود و استایل جذابش، توجه همه دانشجویان را به خود جلب میکرد. اما در یکی از کلاسهایش، با دانشجویی به نام "نیکی" روبرو شد که خیلی تخصصی نبود و شیطونی بود، اما همیشه خندیدن را در لب داشت.داستان 20 خطی درباره استاد مغرور و پولدارو جذاب دانشگاه با اون سیکس پکهاش و دانشجوی تخس وشیطونش که عاشق هم میشن
(هوش مصنوعی رو هم به لجن آلوده کردیم)