Hilary کاربر حرفهای سطح 0 تاریخ ثبتنام 2/4/17 ارسالیها 2,233 پسندها 1,120 امتیازها 16,273 10/4/17 نویسنده موضوع #31 باغم عشق تو می سازیم مابا تو پنهان عشق می بازیم مادر هوای وصل جان افروز توپای بند درگه نازیم مامردمی کن برقع از رخ برفکنتا دل و دین هر دو در بازیم مایک زمان از سر بنه گردن کشیتا به گردون سر برافرازیم ماگر نخواهی گشت با ما... لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید. امضا : Hilary
باغم عشق تو می سازیم مابا تو پنهان عشق می بازیم مادر هوای وصل جان افروز توپای بند درگه نازیم مامردمی کن برقع از رخ برفکنتا دل و دین هر دو در بازیم مایک زمان از سر بنه گردن کشیتا به گردون سر برافرازیم ماگر نخواهی گشت با ما... لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
Hilary کاربر حرفهای سطح 0 تاریخ ثبتنام 2/4/17 ارسالیها 2,233 پسندها 1,120 امتیازها 16,273 10/4/17 نویسنده موضوع #32 شاخ نرگس را ببرد اینک صباسهل باشد بردن از کوری عصااز خیال سبزه خاک بوستانچشم می دوزم که گردد توتیاتا عروس گل به دست آید مگرسیم را چون آب می ریزد صبایار سیم اندام من آخر کجاست؟یارب، او سیمرغ شد یا کیمیا؟غنچه ای ماند دلم پر خون و تنگای نسیم زلف تو باد صبا... لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید. امضا : Hilary
شاخ نرگس را ببرد اینک صباسهل باشد بردن از کوری عصااز خیال سبزه خاک بوستانچشم می دوزم که گردد توتیاتا عروس گل به دست آید مگرسیم را چون آب می ریزد صبایار سیم اندام من آخر کجاست؟یارب، او سیمرغ شد یا کیمیا؟غنچه ای ماند دلم پر خون و تنگای نسیم زلف تو باد صبا... لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
Hilary کاربر حرفهای سطح 0 تاریخ ثبتنام 2/4/17 ارسالیها 2,233 پسندها 1,120 امتیازها 16,273 10/4/17 نویسنده موضوع #33 وه که اگر روی تو در نظر آید مراعیش زخورشید و مه روی نماید مرابسته تست این دلم با دگرانم مبندکاش که با دیگران دل بگشاید مراجان من آن روز رفت کم رخت آمد به پیشیاربم آن روز پیش، پیش نیاید مراروی نما شد ز اشک چهره من تا هنوزاز تو چه خونهای تر روی نماید مراخون مرا آب کرد گریه که در خدمتتپیش ز من دور باد... لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید. امضا : Hilary
وه که اگر روی تو در نظر آید مراعیش زخورشید و مه روی نماید مرابسته تست این دلم با دگرانم مبندکاش که با دیگران دل بگشاید مراجان من آن روز رفت کم رخت آمد به پیشیاربم آن روز پیش، پیش نیاید مراروی نما شد ز اشک چهره من تا هنوزاز تو چه خونهای تر روی نماید مراخون مرا آب کرد گریه که در خدمتتپیش ز من دور باد... لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
Hilary کاربر حرفهای سطح 0 تاریخ ثبتنام 2/4/17 ارسالیها 2,233 پسندها 1,120 امتیازها 16,273 10/4/17 نویسنده موضوع #34 ای به بدی کرده باز چشم بدآموز رابین به کمین گاه چرخ ناوک دلدوز راهر چه رسد سر بنه زانکه مسیر نشدنیکوی آموختن چرخ بدآموز راسوخته غم مدار دل به چنین غم، از آنکدل به کسی برنسوخت مرگ جگر سوز راپیر شدی کوژ پشت دل بکش از دست نفسزانکه کمان کس نداد دشمن کین توز را... لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید. امضا : Hilary
ای به بدی کرده باز چشم بدآموز رابین به کمین گاه چرخ ناوک دلدوز راهر چه رسد سر بنه زانکه مسیر نشدنیکوی آموختن چرخ بدآموز راسوخته غم مدار دل به چنین غم، از آنکدل به کسی برنسوخت مرگ جگر سوز راپیر شدی کوژ پشت دل بکش از دست نفسزانکه کمان کس نداد دشمن کین توز را... لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
Hilary کاربر حرفهای سطح 0 تاریخ ثبتنام 2/4/17 ارسالیها 2,233 پسندها 1,120 امتیازها 16,273 10/4/17 نویسنده موضوع #35 طاقت دوری نماند عاشق دلتنگ راواگهیی کس نداد، آن پسر شنگ راگاه خرامیدنش یک نظری هر که دیدپیش فرامش نکرد آن قد و آن رنگ رابنده نخواند کنون جز غزل نوخطانکاب دو چشمم بشست دفتر فرهنگ رااشک من گوژ پشت دید گه ناله چرخگفت که ای خوش نوا، ترک مکن چنگ راهست شکسته دلم، خواست شکستن بترسخت گره بر مزن گیسوی شبرنگ... لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید. امضا : Hilary
طاقت دوری نماند عاشق دلتنگ راواگهیی کس نداد، آن پسر شنگ راگاه خرامیدنش یک نظری هر که دیدپیش فرامش نکرد آن قد و آن رنگ رابنده نخواند کنون جز غزل نوخطانکاب دو چشمم بشست دفتر فرهنگ رااشک من گوژ پشت دید گه ناله چرخگفت که ای خوش نوا، ترک مکن چنگ راهست شکسته دلم، خواست شکستن بترسخت گره بر مزن گیسوی شبرنگ... لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
Hilary کاربر حرفهای سطح 0 تاریخ ثبتنام 2/4/17 ارسالیها 2,233 پسندها 1,120 امتیازها 16,273 10/4/17 نویسنده موضوع #36 ای رخ زیبای تو آینه سینه هاروی ترا در خیال زین نمط آیینه هاغمزه مزن کان خیال تا به جگرها نشستتیغ بلارک دمید وای که بر سر سینه هایاد توام می کند کار جواب هلاکخواب که بیند گدا حاصل گنجینه هابس که ز رویت نمود خانه مرا پر خیالمر همه دیوارهاست پیش من آیینه هاصبر نمودی مرا از نظری پیش از اینحسن توام توبه... لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید. امضا : Hilary
ای رخ زیبای تو آینه سینه هاروی ترا در خیال زین نمط آیینه هاغمزه مزن کان خیال تا به جگرها نشستتیغ بلارک دمید وای که بر سر سینه هایاد توام می کند کار جواب هلاکخواب که بیند گدا حاصل گنجینه هابس که ز رویت نمود خانه مرا پر خیالمر همه دیوارهاست پیش من آیینه هاصبر نمودی مرا از نظری پیش از اینحسن توام توبه... لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
Hilary کاربر حرفهای سطح 0 تاریخ ثبتنام 2/4/17 ارسالیها 2,233 پسندها 1,120 امتیازها 16,273 10/4/17 نویسنده موضوع #37 آن شه به سوی میدان خوش می رود سوارایا رب، نگاه داری آن شهسوار ما راغارت نمود زلفش بنیاد زهد و تقویتاراج کرد لعلش اسباب پادشا راجولان کند سمندش چون سم او ببوسمکو بر زمین زمانی ننهد زناز پا راخواهم که در رکابش باشم و لیک نتوانکز خود عنان زلفش بر بود این گدا راگفتی که یاد کردم گه گه ز حال خسروکردی چرا فرامش زین گونه این گدا را... لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید. امضا : Hilary
آن شه به سوی میدان خوش می رود سوارایا رب، نگاه داری آن شهسوار ما راغارت نمود زلفش بنیاد زهد و تقویتاراج کرد لعلش اسباب پادشا راجولان کند سمندش چون سم او ببوسمکو بر زمین زمانی ننهد زناز پا راخواهم که در رکابش باشم و لیک نتوانکز خود عنان زلفش بر بود این گدا راگفتی که یاد کردم گه گه ز حال خسروکردی چرا فرامش زین گونه این گدا را... لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
Hilary کاربر حرفهای سطح 0 تاریخ ثبتنام 2/4/17 ارسالیها 2,233 پسندها 1,120 امتیازها 16,273 10/4/17 نویسنده موضوع #38 نوشین لبی که لعلش نو کرد جام جم راهست از پیش خرابی درویش و محتشم رامن خاک پای مستی کانجا که ریخت جرعهلغزید پای رندان صد صاحب کرم راگر در ش*ر..اب عشقم از تیغ می زنی حدای م**س.ت محتسب کش، حدیست این ستم راگفتی که غم همی خور، من خود خورم و لیکنای گنج شادمانی، اندازه ایست غم... لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید. امضا : Hilary
نوشین لبی که لعلش نو کرد جام جم راهست از پیش خرابی درویش و محتشم رامن خاک پای مستی کانجا که ریخت جرعهلغزید پای رندان صد صاحب کرم راگر در ش*ر..اب عشقم از تیغ می زنی حدای م**س.ت محتسب کش، حدیست این ستم راگفتی که غم همی خور، من خود خورم و لیکنای گنج شادمانی، اندازه ایست غم... لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
Hilary کاربر حرفهای سطح 0 تاریخ ثبتنام 2/4/17 ارسالیها 2,233 پسندها 1,120 امتیازها 16,273 10/4/17 نویسنده موضوع #39 گفتی ز دل برون کن غمهای بیکران راتو پیش چشم و آنگه جای گله زبان راتا دل ز من ببردی از ناله شب نخفتمای دزد، بشنو آخر فریاد پاسبان رابگذشت از نهایت بی خوابی من، آریدشوار صبح باشد شبهای بیکران رااندیشه جهانی بر جان من نهادیوانگه به لاغ گویی اندیشه نیست جان را... لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید. امضا : Hilary
گفتی ز دل برون کن غمهای بیکران راتو پیش چشم و آنگه جای گله زبان راتا دل ز من ببردی از ناله شب نخفتمای دزد، بشنو آخر فریاد پاسبان رابگذشت از نهایت بی خوابی من، آریدشوار صبح باشد شبهای بیکران رااندیشه جهانی بر جان من نهادیوانگه به لاغ گویی اندیشه نیست جان را... لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
Hilary کاربر حرفهای سطح 0 تاریخ ثبتنام 2/4/17 ارسالیها 2,233 پسندها 1,120 امتیازها 16,273 10/4/17 نویسنده موضوع #40 دیدم بسی زمانه مردآزمای راسازنده نیست هیچ امیر و گدای راجز باد و دم ترنم این تنگنای نیستچون غلغل تهی نفس تنگنای راچندین مکن دماغ به کافور و مشک، تربر عاریت شناس کف عطرسای رادر خود مبین به کبر که از بهر عکس کاراینها بس است بهره تن خودنمای راقرب مملوک نیست مگر دون و سفله رااینجا مبین تو مردم والاگرای... لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید. امضا : Hilary
دیدم بسی زمانه مردآزمای راسازنده نیست هیچ امیر و گدای راجز باد و دم ترنم این تنگنای نیستچون غلغل تهی نفس تنگنای راچندین مکن دماغ به کافور و مشک، تربر عاریت شناس کف عطرسای رادر خود مبین به کبر که از بهر عکس کاراینها بس است بهره تن خودنمای راقرب مملوک نیست مگر دون و سفله رااینجا مبین تو مردم والاگرای... لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.