شاعر‌پارسی اشعار امیرخسرو دهلوی

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع قمر
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 11
  • بازدیدها بازدیدها 439
  • کاربران تگ شده هیچ

قمر

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی شعرکده
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
17/9/19
ارسالی‌ها
8,460
پسندها
59,734
امتیازها
96,873
مدال‌ها
58
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1
آن کیست که می آید صد لشکر دل با او
درویش جمالش ما، سلطان دل ما او

بی صبح و شبی خواهم کو را غم خود گیرم
من گویم و او خندد، تنها من و تنها او

مستم ز خیال او من با وی و وی با من
یارب، چه خیال است این، اینجا من و آنجا او

هجرم که ز چرخ آمد، از آه خودش زین پس
تا سوخته نگذارم، یا من به جهان یا او

مهتاب چه خوش بودی، گر بودی و من تنها
لب بر لب و رو بر رو، او با من و من با او

گویند مرا آخر دیوانگیت خو شد
دیوانه چرا نبوم، ماه من شیدا او

من خسرو او زیبا بنگر که چه ننگ است این
دیباچه دلها من، آیینه جانها او

#امیرخسرو_دهلوی‌

 
امضا : قمر
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] amın

قمر

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی شعرکده
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
17/9/19
ارسالی‌ها
8,460
پسندها
59,734
امتیازها
96,873
مدال‌ها
58
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #2

غمم بکشت که از یار مانده ام، چه کنم؟
به دست هجر گرفتار مانده ام، چه کنم؟

نماند طاقت زاری و ناله ام، آن شوخ
نمی رود ز دل زار، مانده ام، چه کنم؟

برون دهم غم هجران و باورم نکند
اسیر صحبت اغیار مانده ام، چه کنم؟

شدم ز یار و ز خویش و ز جان و دل بیزار
که هم ز خویش و هم از یار مانده ام، چه کنم؟

همی کشند که منگر به روی خوب چو ما
به عالم از پی این کار مانده ام، چه کنم؟

همی کنند ملامت که چند گریه خون
ز زخم غمزه دل افگار مانده ام، چه کنم؟

رقیب گفت که «مخمور از چه ای، خسرو؟»
بسی شب است که بیدار مانده ام، چه کنم؟

#امیرخسرو_دهلوی‌

 
امضا : قمر

قمر

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی شعرکده
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
17/9/19
ارسالی‌ها
8,460
پسندها
59,734
امتیازها
96,873
مدال‌ها
58
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #3

مرا داغ تو بر جانٖ یادگار است

فدایش باد جان چون داغ یار است

اگر جان می‌رود گو رو غمی نیست

تو باقی مان که مارا با تو کار است

#امیرخسرو_دهلوی




 
امضا : قمر
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] amın

قمر

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی شعرکده
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
17/9/19
ارسالی‌ها
8,460
پسندها
59,734
امتیازها
96,873
مدال‌ها
58
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #4

#امیرخسرو_دهلوی

روبگردان ای صبا،برمن ببخشای و بیا

کزتو بوی آن نگارِ آشنا آید همی

بوی گل، گه گه که می‌آید زمن جان میرود

زآنکه من میدانم و من! کز کجا آید همی

 
امضا : قمر
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] amın

قمر

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی شعرکده
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
17/9/19
ارسالی‌ها
8,460
پسندها
59,734
امتیازها
96,873
مدال‌ها
58
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #5


ماه تابان ست و همچون روی تو تابنده نیست

ابر باران ست و همچون چشم من بارنده نیست

در وفای یار باید باخت باری جان خویش

چون که جان بی وفا با هیچکس پاینده نیست


#امیرخسرو_دهلوی
♥️
 
امضا : قمر
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] amın

Viŏlet

پرسنل مدیریت
سرپرست ادبیات
سطح
42
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,205
پسندها
47,734
امتیازها
96,873
مدال‌ها
55
  • مدیر
  • #6
دی باد صبح بوی تو آورد سوی من
امروز دل به سوی تو برباد داده‌ام

گفتی دل شکسته بنه بر دو زلف من
من خود شکسته وار بر این دل نهاده‌ام
 
امضا : Viŏlet

Viŏlet

پرسنل مدیریت
سرپرست ادبیات
سطح
42
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,205
پسندها
47,734
امتیازها
96,873
مدال‌ها
55
  • مدیر
  • #7
شب فراق درازست، من نمی دانم
که مبتلای شبم یا از آن گیسویت

شبم چگونه نباشد دراز از هجران
که هیچ می نتوانم گسست از مویت
 
امضا : Viŏlet

Viŏlet

پرسنل مدیریت
سرپرست ادبیات
سطح
42
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,205
پسندها
47,734
امتیازها
96,873
مدال‌ها
55
  • مدیر
  • #8
آنچه من دیدم و من می‌کشم از جور فراق
که شنیده‌ست و
که دیده‌ست و
که را پیش آمد؟
 
امضا : Viŏlet

Viŏlet

پرسنل مدیریت
سرپرست ادبیات
سطح
42
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,205
پسندها
47,734
امتیازها
96,873
مدال‌ها
55
  • مدیر
  • #9
درد عشق را
دارو به جز
دیدار نیست.
 
امضا : Viŏlet

Viŏlet

پرسنل مدیریت
سرپرست ادبیات
سطح
42
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,205
پسندها
47,734
امتیازها
96,873
مدال‌ها
55
  • مدیر
  • #10
ای خوش آن شبها که من در دیده خوابی داشتم
گه چراغ روشن و گه ماهتابی داشتم
بارها یاد آورم، در خواب بیهوشی روم
آن که وقتی با خیال دوست خوابی داشتم
 
امضا : Viŏlet
عقب
بالا