• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

ویژه رمان ولادور: شکوفه‌های خونین برف | کورویامی نویسنده انجمن یک رمان

Kuroyami

نویسنده انجمن
سطح
17
 
تاریخ ثبت‌نام
11/3/23
ارسالی‌ها
1,093
پسندها
8,010
امتیازها
26,673
مدال‌ها
17
  • نویسنده موضوع
  • #201
لحظه‌ای سکوت برقرار شد. سپس شاهین بال‌های عظیمش را گشود. تنها یک جیغ کشید. اما همان یک صدا کافی بود. آسمان لرزید. تمام کلاغ‌ها با وحشتی غیرقابل وصف از شاخه‌ها کنده شدند و چون ابری سیاه از هزارتو گریختند. سکوت شکست. باد پاییزی دوباره وزیدن گرفت. فالکرون با نگاه نافذ طلایی‌اش به زاویر نگریست. زاویر جرئت آن را نداشت که در چشمان تجسم دنیوی آن خدایگان نگاه کند. از پیامدهایش می‌هراسید. احساس می‌کرد که آن نگاه، از گوشت و استخوان عبور می‌کند و تا ژرف‌ترین رازهای روحش پیش می‌رود. سرانجام فالکرون برای نخستین بار او را خطاب قرار داد:
- فرزند ولادور... کمتر کسی می‌تواند بر تقدیری که برایش نوشته شده غلبه کند. تو این کار را کردی.
زاویر سرش را از سنگینی آن نگاه پایین انداخته بود...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : Kuroyami

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 4)

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا