شعر مجموعه اشعار دامان رنج | تاوان کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Hafez
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 15
  • بازدیدها بازدیدها 873
  • کاربران تگ شده هیچ

Hafez

کاربر خبره
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,350
پسندها
13,060
امتیازها
42,973
مدال‌ها
55
  • نویسنده موضوع
  • #1
هوالرازق
نام مجموعه: دامان رنج
نام شاعر: تاوان
قالب اشعار: رباعی
مقدمه:
بفهمیدی شدم عاشق، فریبم دادی، دل فرسود
ولی رفتی و بعد از تو مرا طوفان غم پیمود
تو بودی سازی از تکرار و من استاد احسانم
ولیکن آوخ این بخشش فقط درد مرا افزود​
 
آخرین ویرایش
امضا : Hafez

Viŏlet

پرسنل مدیریت
سرپرست ادبیات
سطح
42
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
10,043
پسندها
45,546
امتیازها
96,873
مدال‌ها
51
  • مدیر
  • #2
•| بسم رب العشق |•
1000015513.jpg
ضمن عرض سلام و خوش آمد خدمت شما شاعر محترم؛ لطفاً قبل از شروع تایپ مجموعه اشعار خود، قوانین بخش را مطالعه کنید.

"قوانین بخش اشعار کاربران"
***
پس از ارسال بیست پست در دفتر شعرتان، می‌توانید درخواست نقد بدهید و از دیدگاه دیگر کاربران درباره اشعارتان، آگاه شوید.

"تاپیك درخواست نقد و بررسی اشعار"
***
پس از گذشت بیست پست از دفتر شعرتان، می‌توانید درخواست تگ دهید و از کیفیت اشعار خود آگاه شوید.
...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Viŏlet

Hafez

کاربر خبره
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,350
پسندها
13,060
امتیازها
42,973
مدال‌ها
55
  • نویسنده موضوع
  • #3
نگارا رفته‌ای، در دل همی باران غم بارید
در این آوارگی، فکرت، فقط از جان من کاهید
به دستش آمد این فانوس در این کابوس ظلمانی
ز دریا تا به صحراها به رویایت بسی کاوید​
 
امضا : Hafez

Hafez

کاربر خبره
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,350
پسندها
13,060
امتیازها
42,973
مدال‌ها
55
  • نویسنده موضوع
  • #4
در زین پس این عشق هزار خاطره دارم
در مرداب رویاها هزار آواره دارم
هر شاخه‌ی کین از دل من عشق بدل گشت
در این آشفتگی دلی هیچ کاره دارم​
 
آخرین ویرایش
امضا : Hafez

Hafez

کاربر خبره
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,350
پسندها
13,060
امتیازها
42,973
مدال‌ها
55
  • نویسنده موضوع
  • #5
رفته‌ای عشقت ولیکن در دلم ماند که ماند
نام تو ورد لبان شد تا سحر باز بخواند
جان ز کف بریده شد، مرغ ز قفس پریده شد
یاد تو اما چه افسون در دلم داشت بماند​
 
امضا : Hafez

Hafez

کاربر خبره
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,350
پسندها
13,060
امتیازها
42,973
مدال‌ها
55
  • نویسنده موضوع
  • #6
تیغ زهر آلود عشقت را به قلبم کاشته‌ای
درد آن را تا ابد محصور جانم داشته‌ای
کام لب‌های تو از قند هم به من شیرین‌تر است
من مسلمانم نگار، چنین جفا انگاشته‌ای​
 
امضا : Hafez

Hafez

کاربر خبره
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,350
پسندها
13,060
امتیازها
42,973
مدال‌ها
55
  • نویسنده موضوع
  • #7
نگارا دیده بر من کن و دشمن جانم نباش
عشقِ آشکارِ مرا بنگر و پنهانم نباش
خود عذاب من نباش، رویای جانم را ببین
تا ابد برای من، داغ دو چشمانم نباش​
 
امضا : Hafez

Hafez

کاربر خبره
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,350
پسندها
13,060
امتیازها
42,973
مدال‌ها
55
  • نویسنده موضوع
  • #8
با نگاه، جیران من خاموش می‌داری دلی
پر فریب با لطف خود مدهوش می‌داری دلی
تیر عشق خوش بنشست بر دل من رسوا شد
بیش از این افسون نکن بی‌هوش می‌داری دلی​
 
آخرین ویرایش
امضا : Hafez

Hafez

کاربر خبره
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,350
پسندها
13,060
امتیازها
42,973
مدال‌ها
55
  • نویسنده موضوع
  • #9
حفظ ظاهر می‌کنم با خنده‌های پر فریب
کس نمی‌داند همین خنده امانم را بُرید
کس نمی‌فهمد چه قدر سخت بود هزاران آرزو
بند بند سینه‌ام را روز و شب از هم درید​
 
امضا : Hafez

Hafez

کاربر خبره
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
13/2/21
ارسالی‌ها
3,350
پسندها
13,060
امتیازها
42,973
مدال‌ها
55
  • نویسنده موضوع
  • #10
آن که می‌خندد غمش بی‌انتهاست
جامه‌اش شب‌ها به اشکش آشناست
آن که می‌بینی می‌خندد را نگو
درد برایش بی‌گمان افسانه‌هاست​
 
امضا : Hafez
عقب
بالا