• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

دلنوشته مجموعه دلنوشته نواژه | رها سلطانی کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع *RaHa._
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 25
  • بازدیدها بازدیدها 570
  • برچسب‌ها برچسب‌ها
    رها سلطانی
  • کاربران تگ شده هیچ

*RaHa._

کاربر انجمن
سطح
2
 
تاریخ ثبت‌نام
19/7/25
ارسالی‌ها
283
پسندها
55
امتیازها
578
مدال‌ها
3
  • نویسنده موضوع
  • #1
[به نام او که نوا را آفرید و واژه را جان داد]

نام اثر: نواژه*
دل‌نویس: رها سلطانی
ژانر: عاشقانه
مقدمه:
نواژه، یعنی تپش‌هایی که
فقط برای تو هستند.
یعنی لبخندهایی که
در سکوت شکل می‌گیرند.
هر فکر به تو،
صدایی‌ست نرم در دل من.
هر نفس، هر لحظه،
با یاد تو پر می‌شود.
نواژه یعنی امیدی که بی‌وقفه می‌تپد،
حسی که حتی در نبودت،
با من زندگی می‌کند.
و من، با هر نواژه از تو،
دوباره عاشق می‌شوم... .

____________________________________
نواژه: احساسی تازه یا بیان بدیعی که پیش‌تر وجود نداشته است. هر حس و حرفی که پیش از عشق نبود و با آمدنش برای اولین‌بار در دل شکل گرفت... .
 
  • sparkle
واکنش‌ها[ی پسندها] Viŏlet

Viŏlet

پرسنل مدیریت
سرپرست تالار
سطح
42
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
10,361
پسندها
42,127
امتیازها
96,873
مدال‌ها
47
  • مدیر
  • #2
•| بسم رب القلم |•
آنچه از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند...
1000047630.jpg
نویسنده‌ی عزیز، بی‌نهایت خرسندیم که دلنوشته‌های زیبایتان را در انجمن «یک رمان» به اشتراک می‌گذارید.
خواهشمندیم پیش از پست‌گذاری و شروع دلنوشته‌، قوانین بخش «دلنوشته‌های کاربران» را به خوبی مطالعه بفرمایید.
***

قوانین بخش دلنوشته‌ی کاربران"
پس از گذشت حداقل ۲۰ پست از دل‌نوشته، می‌توانید در تاپیک زیر درخواست نقد دل‌نوشته بدهید. توجه داشته باشید که دل‌نوشته‌های تگ‌دار نقد نخواهند شد و در...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Viŏlet
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] *RaHa._

*RaHa._

کاربر انجمن
سطح
2
 
تاریخ ثبت‌نام
19/7/25
ارسالی‌ها
283
پسندها
55
امتیازها
578
مدال‌ها
3
  • نویسنده موضوع
  • #3
می‌گویند عشق،
اتفاقی‌ست میان دو نگاه،
اما من باور دارم میان دو نفس هم
می‌شود آغاز شد.
وقتی که هوای حوالی‌ات را نفس می‌کشم
و حس می‌کنم جهان،
کمی نرم‌تر از پیش می‌چرخد.
تو چیزی میان لبخند و آرامشی،
که اسمش را هیچ واژه‌ای بلد نیست!
شاید همان نواژه باشی... .
 

*RaHa._

کاربر انجمن
سطح
2
 
تاریخ ثبت‌نام
19/7/25
ارسالی‌ها
283
پسندها
55
امتیازها
578
مدال‌ها
3
  • نویسنده موضوع
  • #4
گاهی فکر می‌کنم
اگر جهان زبان داشت،
نام تو را بی‌وقفه تکرار می‌کرد.
آن‌قدر که کوه‌ها از شنیدنش خسته نمی‌شدند
و درختان،
برگ‌هایشان را برایت سبزتر می‌کردند.
من، اما فقط در سکوت می‌گویمش
تا مبادا کسی بفهمد
خوشبختی چه شکلی دارد... .
 

*RaHa._

کاربر انجمن
سطح
2
 
تاریخ ثبت‌نام
19/7/25
ارسالی‌ها
283
پسندها
55
امتیازها
578
مدال‌ها
3
  • نویسنده موضوع
  • #5
تو را که می‌بینم،
تمام واژه‌ها کم می‌آورند.
نه آسمان کافی‌ست،
نه این همه شعر و ترانه.
فقط نگاهت را می‌خواهم
که مثل رود،
بی‌هیچ پرسشی به جانم می‌ریزد... .
 

*RaHa._

کاربر انجمن
سطح
2
 
تاریخ ثبت‌نام
19/7/25
ارسالی‌ها
283
پسندها
55
امتیازها
578
مدال‌ها
3
  • نویسنده موضوع
  • #6
تو آمدی
و تقویم روزهایم از نو ورق خورد.
حرف‌هایم، پیش از تو،
تکرار بی‌جان کلمات بود.
حالا اما هر جمله‌ای که از لب‌هایم می‌گریزد،
رنگی از تو دارد.
انگار حتی سکوت هم، به زبانِ تازه‌ای حرف می‌زند؛
زبانی که پیش از عشق نمی‌شناختمش... .
 

*RaHa._

کاربر انجمن
سطح
2
 
تاریخ ثبت‌نام
19/7/25
ارسالی‌ها
283
پسندها
55
امتیازها
578
مدال‌ها
3
  • نویسنده موضوع
  • #7
هر بار که به تو فکر می‌کنم،
قلبم ریتم تازه‌ای پیدا می‌کند.
مثل موسیقی‌ای که
تازه ساخته شده باشد،
هر ضربه‌اش پُر از حضور توست،
و من در همین نغمه‌ها،
دوباره زنده می‌شوم... .
 

*RaHa._

کاربر انجمن
سطح
2
 
تاریخ ثبت‌نام
19/7/25
ارسالی‌ها
283
پسندها
55
امتیازها
578
مدال‌ها
3
  • نویسنده موضوع
  • #8
گاهی دلم می‌خواهد
ساعت‌ها تنها به تو فکر کنم،
به لبخندت، به صدایت،
به راه رفتنت کنار من.
هر لحظه‌ای که به یاد تو می‌افتم،
یک جهان کوچک از شادی و آرامش در دلم زنده می‌شود.
و من می‌نشینم و با واژه‌ها بازی می‌کنم،
سعی می‌کنم حتی یک نغمه از تو را
در کلماتم نگه دارم؛
چون هیچ چیز دیگری نمی‌تواند
این حس تازه و لطیف را منتقل کند... .
 

*RaHa._

کاربر انجمن
سطح
2
 
تاریخ ثبت‌نام
19/7/25
ارسالی‌ها
283
پسندها
55
امتیازها
578
مدال‌ها
3
  • نویسنده موضوع
  • #9
گاهی که چشمانت را در ذهنم می‌آورم،
دنیا برای لحظه‌ای می‌ایستد.
هر نفس، هر تپش قلبم،
بازتابی از توست؛
حس بودن کنار تو،
چیزی است
که هیچ واژه‌ای پیش از این
نمی‌توانست بیان کند.
و من، در این سکوت پُر از تو،
می‌آموزم معنای واقعیِ نواژه را:
«هر لحظه‌ای که عشقی تازه و زنده در دل شکل می‌گیرد.»
 

*RaHa._

کاربر انجمن
سطح
2
 
تاریخ ثبت‌نام
19/7/25
ارسالی‌ها
283
پسندها
55
امتیازها
578
مدال‌ها
3
  • نویسنده موضوع
  • #10
وقتی به تو فکر می‌کنم،
دل می‌لرزد و نفس‌هایم سبک می‌شوند.
مثل کودکی که تازه راه رفتن را یاد گرفته باشد،
هر تپش قلبم، شوق دیدنت را نجوا می‌کند.
تمام واژه‌ها،
حتی آن‌هایی که پیش از تو می‌دانستم،
اکنون رنگ و بوی تو را گرفته‌اند؛
و من در هر نفس، هر نگاه،
دوباره عاشق می‌شوم،
بی‌آن‌که بدانم چگونه می‌شود
این حس را تمام کرد... .
 
عقب
بالا