- تاریخ ثبتنام
- 2/7/25
- ارسالیها
- 171
- پسندها
- 490
- امتیازها
- 2,863
- مدالها
- 5
- نویسنده موضوع
- #101
ابرویی بالا انداخت و با خباثت گفت:
- بهتر نیست که اول سلام کنی؟
- چه ربطی به سوالم داشت؟
- چه ربطی؟
نفسش را تند بیرون داد.
- سیم جیم نکن... یه کلام بگو اینجا چیکار میکنی؟
- اوه... آروم چیزی که نشده... پس تو هم بلد بودی که عصبانی بشی.
وقتی هیدر با اخم نگاهی به او کرد ادامه داد:
- نمیدونستم عصبی میشی... وگرنه نمیومدم.
- میدونستی که پدرم از دستت شکار هست و اگه تو رو با من ببینه از وسط نصفت میکنه؟
- ببینم... پدرت بهت یاد نداده که با بزرگترت باید درست حرف بزنی؟
خنده هیستریکی کرد و با طعنه گفت:
- احترام؟ چرا یادم داده ولی آدم جلوی خودم نمیبینم که بخوام باهاش مثل آدم حرف بزنم و احترام بذارم... چرا اومدی اینجا؟ چی از جونم میخوای؟
عمیق، طولانی و گیرا نگاه کرد و گفت:
- خب من برای بحث...
- بهتر نیست که اول سلام کنی؟
- چه ربطی به سوالم داشت؟
- چه ربطی؟
نفسش را تند بیرون داد.
- سیم جیم نکن... یه کلام بگو اینجا چیکار میکنی؟
- اوه... آروم چیزی که نشده... پس تو هم بلد بودی که عصبانی بشی.
وقتی هیدر با اخم نگاهی به او کرد ادامه داد:
- نمیدونستم عصبی میشی... وگرنه نمیومدم.
- میدونستی که پدرم از دستت شکار هست و اگه تو رو با من ببینه از وسط نصفت میکنه؟
- ببینم... پدرت بهت یاد نداده که با بزرگترت باید درست حرف بزنی؟
خنده هیستریکی کرد و با طعنه گفت:
- احترام؟ چرا یادم داده ولی آدم جلوی خودم نمیبینم که بخوام باهاش مثل آدم حرف بزنم و احترام بذارم... چرا اومدی اینجا؟ چی از جونم میخوای؟
عمیق، طولانی و گیرا نگاه کرد و گفت:
- خب من برای بحث...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.