• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

در حال تایپ رمان فصل خاک | زینب گرگین کاربر انجمن یک رمان

zeynab-g

رفیق جدید انجمن
سطح
6
 
تاریخ ثبت‌نام
16/9/25
ارسالی‌ها
57
پسندها
403
امتیازها
2,623
مدال‌ها
6
سن
20
  • نویسنده موضوع
  • #51
#پارت50

خاک را از روی روسری می‌تکانم و گره‌ زیر گلویم را محکم می‌کنم. چند نفس عمیق می‌کشم تا آرامش بیابم. پشت درب فلزی حیاط می‌رسم و با باز کردن آن، سر به زیر می‌اندازم.

نگاهم خیره به کفش‌های مشکی و چرمی‌اش است؛ خط اتوی شلوار پارچه‌ای‌اش، مانند همیشه تیز بود و مرتب.
- سلام آقای مهندس. ببخشید معطل شدید.
سنگینی نگاهش را حس می‌کنم. گلویش را صاف می‌کند و دستش به درون جیبش می‌رود.
- خواهش می‌کنم...
مکثی می‌کند و با بیرون آوردنِ دستش از جیب، برگه‌ای توجهم را جلب می‌کند. برگه را به سمتم می‌گیرد.
- اول اومدم معذرت‌خواهی کنم برای مراسم چهلم نبودم. باید برای کارهای اداری پروژه می‌رفتم تهران؛ جلسه داشتم.
هیچ دلیلی نمی‌بینم که بخواهد به من توضیح...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : zeynab-g

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 8)

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا