• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

در حال تایپ نفرین نرگس چشمه | شاپرک بازدار کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع shaparakbazdar
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 2
  • بازدیدها بازدیدها 73
  • کاربران تگ شده هیچ

shaparakbazdar

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
9/11/25
ارسالی‌ها
2
پسندها
5
امتیازها
0
سن
24
  • نویسنده موضوع
  • #1
نام رمان :
نفرین نرگس چشمه
نام نویسنده:
شاپرک بازدار
ژانر رمان:
تراژدی
کد رمان: 5743
ناظر: @Taraneh.j


خلاصه: در کوچه پس کوچه‌های روستایی قدیمی و زیبا، دختری چشم به جهان گشود؛ دختری با چشمان آبی، چنان زلال و آرام، گویی شفابخش هر دردی‌اند.
با آمدن او، برکت خانه‌ی فرید و همسرش کامل شد؛ اما فرید، بی‌خبر از تاریکی بود که کم‌کم بر زندگی‌شان سایه می‌انداخت.
و حالا باید دید رونا، چگونه از دل آن تاریکی سربرخواهد آورد؟
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

اِللا لطیفــی

مدیر بازنشسته
سطح
18
 
تاریخ ثبت‌نام
5/9/23
ارسالی‌ها
1,196
پسندها
8,270
امتیازها
26,673
مدال‌ها
21
سن
24
  • #2
1000520675.webp
«به نام داعیه‌ی سر متن‌ها»

نویسنده‌ی عزیز، ضمن خوش‌آمد گویی، سپاس از انتخاب این انجمن برای منتشر کردن رمان خود،
خواهشمندیم قبل از تایپ رمان خود قوانین زیر را به دقت مطالعه فرمایید!
قوانین جامع تایپ رمان

آموزش قرار دادن رمان را در تاپیک زیر دنبال کنید.

نحوه‌ی قرار دادن رمان در انجمن برای مطالعه کاربران

و برای پرسش سوالات و اشکالات خود در رابطه با رمان...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : اِللا لطیفــی
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] Nyx

shaparakbazdar

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
9/11/25
ارسالی‌ها
2
پسندها
5
امتیازها
0
سن
24
  • نویسنده موضوع
  • #3
سال‌ها آرام و بی‌صدا گذشت.
رونا از همان کودکی زیبایی‌اش زبانزد خاص و عام بود حال آن کودک، دختری ظریف و نجیب شده است.
موهایش طلایی چون اشعه‌ی آفتاب و چشمانش آبی به رنگ دریا او را از هم‌سن و سالانش متمایز کرده است.
مادرش هر بار که به چشمان رونا زل می‌زد، آرامش را در دل خود احساس می‌کرد.
رونا، هر بار که صورت خود را در آیینه نگاه می‌کرد سایه‌ای ناشناس در آن می‌یافت که نمی‌‌توانست معنایش را دریابد.
در یکی از روزهای داغ تابستان، رونا کنار چشمه نشسته بود و غرق در افکار خودش بود که حس کرد کسی در دل باد نامش را صدا می‌زد.
فکر کرد خیال و وهم است پس به ماهی‌های داخل چشمه، چشم دوخت و از ترس‌های مبهمی که شب‌ها در خواب به سراغش می‌آمدند، حرف زد.
خیلی ناگهانی حس کرد کسی از پشت درختان نگاهش می‌کند، به...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 9)

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا