• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

دلنوشته مجموعه دلنوشته‌های طیف آبی | ترنم واژه ها کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع ترنم واژه ها
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 6
  • بازدیدها بازدیدها 58
  • کاربران تگ شده هیچ

ترنم واژه ها

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
27/1/26
ارسالی‌ها
11
پسندها
16
امتیازها
33
  • نویسنده موضوع
  • #1
نام مجموعه: طیف آبی
نام نویسنده: ترنم واژه ها
ژانر: عاشقانه

مقدمه:
یخ‌بندان و تاریکی همجا را فرا گرفته بود!
خورشید قصد طلوع نداشت... .
باد سرد تنهایی لابه‌لایه موهایم می‌وزید.
با چشمان اشکی در گوشه‌ای نشسته بودم و به تنهایی خود می‌اندیشیدم؛ ناگهان نور آبی رنگی تابید!
پسرک قد بلندی با چشمان قهوه‌ای نزدیکم آمد!
حال تاریکی رفته بود و همجا را روشنایی آبی گرفت بود.
قطره اشکی که درحال سقوط از چشمانم بود را پاک کرد... .
لبخندی به رویم زد و گفت:
- من هستم! با تنهایی خداحافظی کن.
دستانم را میان دست‌های گرمش گرفت!
یخ‌بندان از گرمای وجودش در حال فروپاشی بود.
تو آمدی و من از آن روز تا به امروز دیگر تنهایی را حس نکردم!
 

Viŏlet

پرسنل مدیریت
سرپرست تالار
سطح
42
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
10,373
پسندها
42,190
امتیازها
96,873
مدال‌ها
47
  • مدیر
  • #2
•| بسم رب القلم |•
آنچه از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند...
1000058681.webp
نویسنده‌ی عزیز، بی‌نهایت خرسندیم که دلنوشته‌های زیبایتان را در انجمن «یک رمان» به اشتراک می‌گذارید.
خواهشمندیم پیش از پست‌گذاری و شروع دلنوشته‌، قوانین بخش «دلنوشته‌های کاربران» را به خوبی مطالعه بفرمایید.
***

قوانین بخش دلنوشته‌ی کاربران"
پس از گذشت حداقل ۲۰ پست از دل‌نوشته، می‌توانید در تاپیک زیر درخواست نقد دل‌نوشته بدهید. توجه داشته باشید که دل‌نوشته‌های تگ‌دار نقد...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Viŏlet

ترنم واژه ها

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
27/1/26
ارسالی‌ها
11
پسندها
16
امتیازها
33
  • نویسنده موضوع
  • #3
تو آمدی و مانند رنگ آبی عمل کردی!
آرامش را با کلمات به درونم تزریق کردی،
اری، تک به تک کلمات که بر زبان می‌رانی آسوده‌ام می‌کند؛
ماننده آسمان آبی روز که ساعت‌ها می‌شود
خیره‌اش شد و قلب را آرام کرد.
همان آرامشی هستی که اطرافم مدت‌ها دنبال‌اش جست‌جو می‌کردم.
آرامش وجودت را دگر چگونه توصیف کنم؟
 
  • fuego
واکنش‌ها[ی پسندها] Samaneh85

ترنم واژه ها

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
27/1/26
ارسالی‌ها
11
پسندها
16
امتیازها
33
  • نویسنده موضوع
  • #4
تو بودی من بودم و دریای آبی، که روی‌اش یخ‌بندان پوشانده بود!
یخ‌بندانی درحال فروپاشی... .
نفس‌ات را باز دم بیرون رها کردی و صدایت در گوش‌ام طنین انداخت:
- هرچه شد خوب یا بد به من بگو!
پیش زمین صدایت، صدای ترک خوردن یخ‌ها بود.
گرمای حمایت گونه آوایت انگار بر آن‌ها هم تاثیر گذاشت
... .
 
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] Samaneh85

ترنم واژه ها

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
27/1/26
ارسالی‌ها
11
پسندها
16
امتیازها
33
  • نویسنده موضوع
  • #5
نگاهم را به موج‌های آبی پی‌درپی که از لابه لای تک‌های پراکنده یخ‌های سفید کدر رنگ با شتاب به بیرون پرتاپ می‌شدند سوق دادم... آن‌قدر ادامه پیدا کرد که دیگر یخی نماند و تنها آرامش تمام‌اش را فرا گرفت!
آری آن یخ‌بندان قلب من بود؛ با گرمای وجود آبی تو یخ‌ها فروپاشیدن.
 
  • Clap
واکنش‌ها[ی پسندها] Samaneh85

ترنم واژه ها

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
27/1/26
ارسالی‌ها
11
پسندها
16
امتیازها
33
  • نویسنده موضوع
  • #6
میان آسمان آبی و تو، فرقی نیست!
باران را می‌بینی که از آسمان جاریست و اشک‌های مرا پنهان می‌کند؟!
درست مانند تو وقتی اشک‌هایم جاری می‌شود
و بی‌درنگ پاک‌شان می‌کنی مبدا کسی ببینت‌شان؛ شاید هم آن مواقعی که می‌گذاری سرم را روی شانه‌ات بگذارم و پنهان از عالمیان بگریم.
در آخر حس سبک بودن پس از راه رفتن گریستن ساعت‌ها زیر باران را به من القا می‌کنی... .
دقیقا همان حس آرامش!
 
  • sparkle
واکنش‌ها[ی پسندها] Samaneh85

ترنم واژه ها

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
27/1/26
ارسالی‌ها
11
پسندها
16
امتیازها
33
  • نویسنده موضوع
  • #7
خیره‌ی نیلوفرهای آبی می‌شوم که پس از فروپاشی یخ‌بندان پدیدار شده‌اند.
- شباهت میانتان شگفت انگیز است ! نیلوفرها را می‌گویم!
تخس تر از هربار آبی‌رنگ‌ها را که شبیهت می‌نامم می‌گویی:
- نه؛ چیزی شبیه به من نیست!
- شبیه آن‌ها هستی! آن‌ها نیلوفرآبی هستند؛ خاص و کم‌یاب‌تر از شبدر سه برگ. به طور شگفت‌انگیز و معجزه آسا شفا دهنده هرچیزی در تمامی نسل‌های بشریت!
نگاهم را به نیلوفرها سوق می‌دهم. واقعا خیره کننده هستند به اندازه تو!
 
  • fuego
واکنش‌ها[ی پسندها] Samaneh85
عقب
بالا