• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

دلنوشته مجموع دلنوشته میان دو پیام | بریسکا کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع briska
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 12
  • بازدیدها بازدیدها 415
  • کاربران تگ شده هیچ

briska

کاربر انجمن
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
6/8/20
ارسالی‌ها
420
پسندها
2,178
امتیازها
12,213
مدال‌ها
12
  • نویسنده موضوع
  • #11
ماهِ عسلِ روزهای ما

حالا بگذار کمی از روزهایی بگویم
که هنوز درد، راهش را به میانِ ما پیدا نکرده بود.

از مهربانی‌هایت...
از روزهایی که هر پیامِ تو،
بی‌دلیل لبخند را روی صورتم می‌نشاند.

از شعرهایی که برایم می‌خواندی؛
شعرهایی که شاید امروز همهٔ واژه‌هایشان را به یاد نداشته باشم،
اما احساسی را که در دلم می‌کاشتند، هنوز فراموش نکرده‌ام.

از صبح‌هایی که صدای پرندگان را برایم می‌فرستادی؛
انگار می‌خواستی تکه‌ای از آسمانِ شهرت را با من قسمت کنی.

چشم‌هایم را می‌بستم
و همان چند ثانیه صدا، کافی بود
تا فاصله میان ما فقط یک واژه به نظر برسد.

تو هیچ‌وقت نمی‌دانستی
همین کارهای کوچک، چه آرامشی به دلم می‌داد.

آرامشی که مدت‌ها دنبالش گشته بودم
و بی‌آنکه بدانی، در حضورت پیدا کرده بودم...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : briska

briska

کاربر انجمن
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
6/8/20
ارسالی‌ها
420
پسندها
2,178
امتیازها
12,213
مدال‌ها
12
  • نویسنده موضوع
  • #12
جایی که راه‌ها جدا شد

هیچ‌کس به ما نگفته بود
که بعضی پایان‌ها
با تمام شدنِ عشق نمی‌آیند.
گاهی هنوز دلت برای کسی می‌تپد،

هنوز با شنیدن نامش چیزی درونت بیدار می‌شود،
اما جایی از راه می‌فهمی
دیگر نمی‌شود مثل گذشته ادامه داد.

ما یک روز ناگهان تمام نشدیم؛
ما آرام‌آرام به جایی رسیدیم
که سکوت‌هایمان بیشتر از حرف‌هایمان شدند

نه تو برای من بی‌اهمیت شدی،
نه خاطره‌های ما کم‌رنگ شدند.

فقط میان دو نفری که زمانی
با چند کلمه از پشت یک صفحه به هم نزدیک شده بودند،
فاصله‌ای افتاد
که حتی دوست داشتن هم نتوانست آن را مثل قبل کوتاه کند.

سخت‌ترین بخشِ رفتن همین است؛
اینکه باید از کسی فاصله بگیری
که هنوز بخشی از قلبت را با خودش دارد.

اگر روزی به گذشته فکر کردی،
بدان...
پایانِ ما از نبودنِ عشق...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : briska

briska

کاربر انجمن
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
6/8/20
ارسالی‌ها
420
پسندها
2,178
امتیازها
12,213
مدال‌ها
12
  • نویسنده موضوع
  • #13
آخرین رفتن

آخرین بار که رفتی،
دیگر شبیه دفعه‌های قبل نبود.

این بار نه بحثی بود،
نه دلخوری تازه‌ای؛
فقط آرام صفحهٔ تلگرامت را بستی.

می‌دانم به‌زودی همان ردِ کوچکی هم پاک می‌شود؛
انگار هیچ‌وقت آن‌سوی این صفحه، تو نبوده‌ای؛
کسی که روزی بخشی از روزها و شب‌هایم را با او زندگی کرده بودم.

عجیب است...
تمام آن روزهایی که می‌آمدی و من جواب رد می‌دادم،
دلم این‌طور نمی‌تپید.

اما حالا که واقعاً رفته‌ای،
قلبم بیشتر از همیشه نامت را صدا می‌زند.

شاید آدم، رفتنِ واقعی را همیشه دیرتر باور می‌کند.
تا وقتی حتی یک احتمال کوچک هست،
دل خودش را نگه می‌دارد؛
اما وقتی بفهمد دیگر چیزی برای انتظار کشیدن نمانده،
تازه جای خالی را حس می‌کند.

بارها خواستم برایت بنویسم؛
فقط یک جمله...

بگویم هنوز همهٔ...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : briska
عقب
بالا