- تاریخ ثبتنام
- 6/8/20
- ارسالیها
- 432
- پسندها
- 2,183
- امتیازها
- 12,213
- مدالها
- 12
- نویسنده موضوع
- #21
قدم برداشتن
امروز،هرچه با خودم جنگیدم،
فایدهای نداشت.
نفسم در سینه سنگین مانده بود
و فهمیدم گاهی
ایستادن، بیشتر از رفتن
آدم را خسته میکند.
پیامت،
مثل دستی آرام
روی دری نیمهباز،
چیزی را در من تکان داد؛
نه از شوق،
نه فقط از دلتنگی...
از حسی خاموش
که مدتها درونم مانده بود.
حسی که میگفت:
اگر حرکت نکنی،
هیچچیز سبک نمیشود.
پاهایم آرام حرکت کردند؛
نه با اطمینان،
نه با آرامش...
مثل کسی که میداند
شاید راه سخت باشد،
اما ماندن دیگر جواب نیست.
نرفتم که گذشته را پاک کنم،
نرفتم که همهچیز را مثل قبل کنم.
رفتم تا بفهمم
این نیمنفسی که از پیام تو
در سینهام مانده،
با یک قدم
آزاد میشود یا نه.
امروز قدم برداشتم؛
با صداقتی که مدتها
از خودم پنهان کرده بودم...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.