• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

دلنوشته مجموعه دلنوشته های ارمیا | ترنم واژه ها کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع ترَنُّم
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 14
  • بازدیدها بازدیدها 108
  • کاربران تگ شده هیچ

ترَنُّم

هنرمند انجمن
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
27/1/26
ارسالی‌ها
268
پسندها
1,622
امتیازها
10,013
مدال‌ها
8
  • نویسنده موضوع
  • #1
نام دلنوشته ارمیا
نویسنده: ترنم واژه ها (ترنم اکبری)
ژانر: عاشقانه
مقدمه:
تو... آری با خود تو هستم ارمیا!
گویی قوطی از مورفینی، که میان رگ‌هایم تزریق شده‌ای و مرا به خنده‌های گاه و بی‌گاه می‌اندازی و در خلسه‌ای بدون دغدغه و فکر، در انتها خوابی، به راحتی حل کردن شکر در چای داغ می‌اندازی.
«ارمیا به معنی آرامش دهنده»
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

Viŏlet

پرسنل مدیریت
سرپرست ادبیات
سطح
42
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
10,038
پسندها
45,397
امتیازها
96,873
مدال‌ها
48
  • مدیر
  • #2
•| بسم رب القلم |•
آنچه از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند...
1000058681.webp
نویسنده‌ی عزیز، بی‌نهایت خرسندیم که دلنوشته‌های زیبایتان را در انجمن «یک رمان» به اشتراک می‌گذارید.
خواهشمندیم پیش از پست‌گذاری و شروع دلنوشته‌، قوانین بخش «دلنوشته‌های کاربران» را به خوبی مطالعه بفرمایید.
***

قوانین بخش دلنوشته‌ی کاربران"
پس از گذشت حداقل ۲۰ پست از دل‌نوشته، می‌توانید در تاپیک زیر درخواست نقد دل‌نوشته بدهید. توجه داشته...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Viŏlet

ترَنُّم

هنرمند انجمن
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
27/1/26
ارسالی‌ها
268
پسندها
1,622
امتیازها
10,013
مدال‌ها
8
  • نویسنده موضوع
  • #3
هرگاه که به صورتت نگاه می‌کنم چشمانت مرا به خود جذب می‌کنند؛ نگاهی تیره که بر حصار درختان کاج پرپشتی، درآمده است.
درون آن درختان کاج تیله‌هایی وجود دارد به تاریکی شب و به گرمی روزی کنار ساحل‌های شمال کشور که می‌شود ذوب شد!
 

ترَنُّم

هنرمند انجمن
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
27/1/26
ارسالی‌ها
268
پسندها
1,622
امتیازها
10,013
مدال‌ها
8
  • نویسنده موضوع
  • #4
آن لاخ‌لاخ موهای خرمایی رنگ را می‌بینی، که با ظرافت کنار یکدیگر جا خوش کرده‌اند؟
گاهی هوس می‌کنم دستم را لابه‌لایشان فرو کنم و آن پیچ خم را بدرم و بعد با تبسم به آن‌ها که در وزش باد درهم پیچ می‌خورند بنگرم و دوباره با ذوق آن کار را تکرار کنم!
گفت بودم موهایت بوی خوشی دارند؟
خوش بویی به گل‌های شب بو و یاس!
 

ترَنُّم

هنرمند انجمن
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
27/1/26
ارسالی‌ها
268
پسندها
1,622
امتیازها
10,013
مدال‌ها
8
  • نویسنده موضوع
  • #5
صخره‌های سفید مرجانی که در میان امواج گلبهی لبانت گیر کرده‌اند... هربار که به خنده باز می‌شوند رخ نمایان می‌کنند؛ من تازه می‌توانم بگویم مرجان‌های آن دریا، چقدر زیباست و هرلحظه خواهان آن خنده‌های گاه و بی‌گاه باشم.
 
آخرین ویرایش

ترَنُّم

هنرمند انجمن
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
27/1/26
ارسالی‌ها
268
پسندها
1,622
امتیازها
10,013
مدال‌ها
8
  • نویسنده موضوع
  • #6
سیبک گلوی‌ات که بالا پایین می‌شود،
هربار خیره می‌شوم به آن‌ها آنقدر که زمان، افسار پاره می‌کند و من در برهوت شمردن نفس‌هایت برای قدردانی از خداوند هستم.
 

ترَنُّم

هنرمند انجمن
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
27/1/26
ارسالی‌ها
268
پسندها
1,622
امتیازها
10,013
مدال‌ها
8
  • نویسنده موضوع
  • #7
رگ های دست‌هایت مرا به یاد درختان خشکیده در سرمایه زمستان می‌اندازد؛
هر بار که دستانم را میان آنها می‌گیری گویی سُرب داغ به درونم تزریق می‌کنی، همان‌قدر سوزان!
شاید هم خورشید در تو جاریست که
سعی در ذوب کردن من هم چو یک تیکه یخ را داری.
 

ترَنُّم

هنرمند انجمن
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
27/1/26
ارسالی‌ها
268
پسندها
1,622
امتیازها
10,013
مدال‌ها
8
  • نویسنده موضوع
  • #8
گویی مرا به خلسه‌ای به شیرینی مربا می‌اندازد، و آرامش را میان سلول‌های من می‌فرستد؛ آ*غو*شت را می‌گویم!
آندی بعد زمان، به احترام صدای ضربان قلبت که در گوشم می‌پیچد می‌ایستد!
 

ترَنُّم

هنرمند انجمن
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
27/1/26
ارسالی‌ها
268
پسندها
1,622
امتیازها
10,013
مدال‌ها
8
  • نویسنده موضوع
  • #9
آخ از مهربانی‌ات!
که قلبم را سرشار از اکلیلی‌های هفت رنگ رنگین کمانی می‌‌کند.
وقتی با لبخند دست به مروارید های افتاده از چشمانم میکشی، در دلم جوانه‌های گل میزند.
 

ترَنُّم

هنرمند انجمن
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
27/1/26
ارسالی‌ها
268
پسندها
1,622
امتیازها
10,013
مدال‌ها
8
  • نویسنده موضوع
  • #10
شنیده‌ای می‌گویند تکیه گاه هم‌چون کوه؟
گویی تو این را در زندگی‌ام ثابت کرده‌ای، تکیه‌گاهی برای هر سختی و ناتوانی! آنقدر که همچون کودکی به سمتت بدوم و پشتت قایم شوم برای پناه بردن!
 
عقب
بالا