داستان سوم: قصه
این داستان نمونهای از یک قصه است. در این قصه مشخص نیست که راجعبه کجا، کدام پادشاه، کدام مردم و کدام وزیر صحبت میشود. مشخص نیست که پادشاه از کجا آمده و چرا تا این حد به مردمش ظلم روا میدارد، معلوم نیست که تحت چه پیشینهای مردم آن قلمرو آنقدر منفعلاند و به ظلم تن میدهند.
درواقع این اطلاعات برای ما حتی مهم نیست. داستان هیچ عنصر تاریخی یا جغرافیایی ویژهای ندارد. ممکن است برای هر فرهنگ و جماعتی هم قابل فهم باشد. تمام مردم دنیا در مورد مفهوم «پادشاهی، ستم، مردم، نقش وزیر و...» توافق نظر دارند و نکته فقط شرح یک وضعیت و پند نهفته در آن وضعیت است.
این قصه یا چیزی شبیه آن را ممکن است بهعنوان مَثَل برای یک وضعیت از زبان هرکس در هرجای دنیا بشنویم. از...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.