- تاریخ ثبتنام
- 13/1/18
- ارسالیها
- 1,359
- پسندها
- 18,497
- امتیازها
- 42,073
- مدالها
- 24
- سن
- 23
سلام،
شبتون بخیر و امیدوارم که حالِتون خوب باشه. ببخشید که تأخیر پیش اومد توی ارسال نظرم.
دلنوشتهی شما رو خوندم و زاویهی نگاهتون برام خیلی ارزشمنده. اگر بخوام یه توصیف از این دلنوشته داشته باشم، میگم: یه آدمِ بزرگسال رو در نظر بگیرید که به نگاهش، عینکِ کودکی زده؛ داره تلاش میکنه که به یاد بیاره که چه مفاهیمی در کودکی براش ارزشمند بودند؟
انگار شما بچّگی رو با یک نخ، به بزرگسالی متصل کردید و این آدمبزرگ، داره همزمان که بچّگیش رو میبینه، از تجربیاتِ بزرگسالیش هم میگه؛ از زاویهی نگاهش، از چیزی که قبلاً در کودکی داشته و حالا از دستش داده... .
عینکِ شما رو به چشم زدم و دیدم که کودکی، دنیای ذوق و شوق بود که از دستش دادیم...
شبتون بخیر و امیدوارم که حالِتون خوب باشه. ببخشید که تأخیر پیش اومد توی ارسال نظرم.
دلنوشتهی شما رو خوندم و زاویهی نگاهتون برام خیلی ارزشمنده. اگر بخوام یه توصیف از این دلنوشته داشته باشم، میگم: یه آدمِ بزرگسال رو در نظر بگیرید که به نگاهش، عینکِ کودکی زده؛ داره تلاش میکنه که به یاد بیاره که چه مفاهیمی در کودکی براش ارزشمند بودند؟
انگار شما بچّگی رو با یک نخ، به بزرگسالی متصل کردید و این آدمبزرگ، داره همزمان که بچّگیش رو میبینه، از تجربیاتِ بزرگسالیش هم میگه؛ از زاویهی نگاهش، از چیزی که قبلاً در کودکی داشته و حالا از دستش داده... .
عینکِ شما رو به چشم زدم و دیدم که کودکی، دنیای ذوق و شوق بود که از دستش دادیم...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
آخرین ویرایش