گفتمان‌آزاد گفتمان آزاد دلنوشته فرونشسته در جان | آلاریگی کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع ~Alaa
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 17
  • بازدیدها بازدیدها 279
  • کاربران تگ شده هیچ

~Alaa

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
9/3/26
ارسالی‌ها
225
پسندها
1,063
امتیازها
6,753
مدال‌ها
11
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1
نام دلنوشته:فرونشسته در جان
نویسنده:آلا‌ ریگی
لینک دلنوشته:

https://forum.1roman.ir/threads/273629/
مقدمه:
گاهی، تجربه‌ی از دست دادن، ما را با جهانی ناآشنا روبرو می‌کند؛ جهانی که در آن، قوانین آشنای زندگی رنگ می‌بازند. در این میان، خاطرات چون نوری درخشان اما دوردست، از گذشته سرچشمه می‌گیرند و در سیاهی اکنون، راهی به درونِ جان می‌یابند. اما من در این نور متناقض گم شده‌ام؛ نمی‌دانم این همان نوری است که مرا زنده نگه می‌دارد، یا تیغی است که با درخششی فریبنده، چشمانم را کور می‌کند و در نهایت، مرا به سوی نابودی می‌کشاند…
و در پایان عزیزم غمی پس از تو در جانم فرونشسته..
 
امضا : ~Alaa

سَنا

کاربر فعال بخش
سطح
35
 
تاریخ ثبت‌نام
1/6/20
ارسالی‌ها
7,008
پسندها
30,065
امتیازها
88,273
مدال‌ها
33
  • #2
سلام عزیزم
امیدوارم حال خودت و دلت خوب باشه
واقعا که دلنوشته تکاندهنده و عمیقی بود. راستش با خوندن هر کلمه از هر متن، انگار نه یک متن، که یک قلب کامل جلوی چشم هام تکه تکه میشد. حسی که در این سطر ها جاریه، از عمق فقدانی میگه که نه فراموشی بهش راه داره، نه زمان. سماجت کودکانه برای باور بازگشت، و بعد اون طوفان واقعیت که همه چیز رو در هم میکوبه... این ها چیزی نیست که هر قلمی از پسِ گفتنش بر بیاد.
نوشته هات نه فقط روحم که تموم سلول های وجودم رو لرزوند. تو خلا رو جوری تصویر کردی که گفتی خودم در میانش ایستادم. این نشونه‌ی ناب‌ترین نوع مهربونی در قلم توست: مهربونی ای که راستِ دل رو میگه، زخم رو بی پرده نشون میده، و خواننده رو وا میداری تا باهاش گریه کنه، مکث کنه، و شاید به فقدان های خودش فکر...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : سَنا

Le Saber

رفیق جدید انجمن
سطح
7
 
تاریخ ثبت‌نام
7/4/26
ارسالی‌ها
66
پسندها
748
امتیازها
3,623
مدال‌ها
7
  • #3
درود بر شما
اینطور که معلومه دلنوشته شما فرایندی از یک سوگواری بود. با احترام سعی دارم با نگاه به یک اثر ادبی، دیدگاهم رو بیان کنم.
من فکر می‌کنم احساسات در دلنوشته شما صرفا درددل‌ها و افکار ذهنی خودتون بود. چیزهایی که آدم‌ها در مواجه با سوگ دچارش میشن. همون فقدان و ناباوری و... . تفاوت یک نویسنده با فردی عادی در این شرایط اینه که نویسنده روی احساسش کنترل داره و همین باعث میشه که بتونه اون رو در قالب یک اثر ادبی بیرون بکشه. وگرنه که غیر از این همون درددل و یادداشت‌های روزانه‌ست. در بریده‌هایی از دلنوشته من این توانایی رو در شما می‌دیدم که می‌تونید متفاوت‌تر و شاعرانه‌تر صحبت کنید.

مانند آتشی کوچک است که گرم نمی‌کند اما سخت می سوزاند.
...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

faezeh_ka_

کاربر انجمن
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
439
پسندها
3,317
امتیازها
16,953
مدال‌ها
15
سن
27
  • #4
سلام عزیزم خسته نباشی
دلنوشته ات فکر میکنم سیری که توی ذهنت بوده رو داره طی میکنه، و چیزی که میخواستی مخاطب حسش کنه رو تونستی انجامش بدی،
چیزی که من تا اینجای پست گذاریت متوجه شدم:
اولش دلنوشته حالت شوک و مواجهه رو داره ، بعدش به مرحله ی انکار میرسه و بعد به پذیرش که همه ی اون مراحل سوگه.
از اونجایی که معمولا ما چیزی که حس کردیم رو می نویسیم یا همزاد پنداری با صاحبان اتفاقا رو، امیدوارم اگر برای خودته دلت آروم بگیره اگر برای کسی دیگه ست که انشاالله هیچ وقت شخصا حسش نکنی♡
خب چیزی که مهمه اینه که تو تونستی قشنگ اون حس هارو بیان کنی مقدمه و اسم دلنوشته هم قشنگ و مناسب بود.
خب من زیاد روال نقد دلنوشته انجمن رو نمی پسندم و به نظرم اشتباهه اما چون...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : faezeh_ka_

میم.فـــا๛

نگاربان
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
25/1/22
ارسالی‌ها
408
پسندها
3,683
امتیازها
16,913
مدال‌ها
16
  • #5
سلام جانم امیدوارم خوب باشی.

اول از همه چه اسمی قشنگی داری شما« آلا.»

  • باید بگم عنوان دلنوشته‌ای که داری منو به خودش جذب کرد. نه ساده، نه پرهیاهو، شبیه یک نغمه‌ که یواش‌یواش جونت رو آتیش میزنه! در کل بگم« فرونشسته‌درجان» به دل من یکی نشسته... .

  • در قدم بعدی، دلنوشته‌نویسی کار هرکسی نیست. همونطور که مشخصه سروکارش با دل و احساسه؛ و شما از نظر من هفتاد درصد راه رو رفتی.
این هفتاد درصد شامل این میشه که احساست رو در حد توان همراه کردی، مشخص کردی برای کی می‌نویسی، قلم جذاب و هدفمندی داری، تونستی بازی انجام بدی و برای مجموعه مرحله‌ای از گذروندن فراق‌یار، دلتنگی و اندوه بسازی.

و اما اون...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

~Alaa

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
9/3/26
ارسالی‌ها
225
پسندها
1,063
امتیازها
6,753
مدال‌ها
11
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #6
سلام عزیزم
امیدوارم حال خودت و دلت خوب باشه
سلام گلم.مرسییهمچنین♥️
واقعا که دلنوشته تکاندهنده و عمیقی بود. راستش با خوندن هر کلمه از هر متن، انگار نه یک متن، که یک قلب کامل جلوی چشم هام تکه تکه میشد. حسی که در این سطر ها جاریه، از عمق فقدانی میگه که نه فراموشی بهش راه داره، نه زمان. سماجت کودکانه برای باور بازگشت، و بعد اون طوفان واقعیت که همه چیز رو در هم میکوبه... این ها چیزی نیست که هر قلمی از پسِ گفتنش بر بیاد.
نوشته هات نه فقط روحم که تموم سلول های وجودم رو لرزوند. تو خلا رو جوری تصویر کردی که گفتی خودم در میانش ایستادم. این نشونه‌ی ناب‌ترین نوع مهربونی در قلم توست: مهربونی ای که راستِ...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : ~Alaa

~Alaa

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
9/3/26
ارسالی‌ها
225
پسندها
1,063
امتیازها
6,753
مدال‌ها
11
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #7
درود بر شما
اینطور که معلومه دلنوشته شما فرایندی از یک سوگواری بود. با احترام سعی دارم با نگاه به یک اثر ادبی، دیدگاهم رو بیان کنم.
من فکر می‌کنم احساسات در دلنوشته شما صرفا درددل‌ها و افکار ذهنی خودتون بود. چیزهایی که آدم‌ها در مواجه با سوگ دچارش میشن. همون فقدان و ناباوری و... . تفاوت یک نویسنده با فردی عادی در این شرایط اینه که نویسنده روی احساسش کنترل داره و همین باعث میشه که بتونه اون رو در قالب یک اثر ادبی بیرون بکشه. وگرنه که غیر از این همون درددل و یادداشت‌های روزانه‌ست. در بریده‌هایی از دلنوشته من این توانایی رو در شما می‌دیدم که می‌تونید متفاوت‌تر و شاعرانه‌تر صحبت کنید.

این تصویر برای من عمیق و زیبا بود. همچین خطوطی در...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : ~Alaa

im.Aby

ویراستار آزمایشی
سطح
21
 
تاریخ ثبت‌نام
28/6/20
ارسالی‌ها
2,157
پسندها
12,371
امتیازها
38,673
مدال‌ها
24
سن
20
  • #8
درود عزیز جان امیدوارم حالت خوب باشه
اول بگم من سوادی توی نقد دلنوشته ندارم بیشتر نظر شخصی خودم رو میگم و احساسی که به نوشته های شما داشتم
از اسم دلنوشتت خیلی خوشم اومد کامل جذب شدم برای ادامه
مقدمه قشنگ و ادبی بود فهمیدم موضوعش همونیه که توقع داشتم نویسنده قراره از دلتنگی و رفتن معشوق بگه و از حالاتش برامون توصیف کنه.
حجم پارت ها معقول بود اندازه مناسبی داشتن خیلی کوتاه یا خیلی بلند نبودن. خیلی خوب با توصیفات شما تونستم ارتباط بگیرم مخصوصا اونجارو دوست داشتم که توصیف کردی اون احساس ناباوری و ناراحت کننده نبود معشوق که مثل بچه ها نویسنده نمیتونه باور کنه یا فکر میکنه توهمه خیلی خیلی دلم گرفت کامل احساساتمو جریحه دار کرد:)
خلاصه که خیلی خسته نباشی اگر بینش از کلمات ادبی تر استفاده میشد...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : im.Aby

~Alaa

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
9/3/26
ارسالی‌ها
225
پسندها
1,063
امتیازها
6,753
مدال‌ها
11
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #9
سلام عزیزم خسته نباشی
دلنوشته ات فکر میکنم سیری که توی ذهنت بوده رو داره طی میکنه، و چیزی که میخواستی مخاطب حسش کنه رو تونستی انجامش بدی،
سلام جانم مچکرم همچنین
چیزی که من تا اینجای پست گذاریت متوجه شدم:
اولش دلنوشته حالت شوک و مواجهه رو داره ، بعدش به مرحله ی انکار میرسه و بعد به پذیرش که همه ی اون مراحل سوگه.
کاملا درسته
از اونجایی که معمولا ما چیزی که حس کردیم رو می نویسیم یا همزاد پنداری با صاحبان اتفاقا رو، امیدوارم اگر برای خودته دلت آروم بگیره اگر برای...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : ~Alaa

~Alaa

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
9/3/26
ارسالی‌ها
225
پسندها
1,063
امتیازها
6,753
مدال‌ها
11
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #10
سلام جانم امیدوارم خوب باشی.
سلام عزیزم ممنون همچنین.
اول از همه چه اسمی قشنگی داری شما« آلا.»
مچکرمم لطف دارین🫶🏻✨.
  • باید بگم عنوان دلنوشته‌ای که داری منو به خودش جذب کرد. نه ساده، نه پرهیاهو، شبیه یک نغمه‌ که یواش‌یواش جونت رو آتیش میزنه! در کل بگم« فرونشسته‌درجان» به دل من یکی نشسته... .
باعث افتخارمه.
  • در قدم بعدی، دلنوشته‌نویسی کار هرکسی نیست. همونطور که مشخصه سروکارش با دل و احساسه؛ و شما...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : ~Alaa

موضوعات مشابه

عقب
بالا