گفتمان‌آزاد گفتمان آزاد دلنوشته قبرستان قلبم | کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع ترَنُّم
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 10
  • بازدیدها بازدیدها 77
  • کاربران تگ شده هیچ

ترَنُّم

هنرمند انجمن
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
27/1/26
ارسالی‌ها
300
پسندها
2,171
امتیازها
11,933
مدال‌ها
11
  • نویسنده موضوع
  • #1
نام مجموعه: قبرستان قلبم
نام نویسنده: ترنم واژه ها
ژانر: تراژدی

 

vida1

ناظر رمان
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
10/3/24
ارسالی‌ها
442
پسندها
2,169
امتیازها
12,213
مدال‌ها
10
  • #2
سلام به روی ماه شما:laie-22mini:

عنوان، مقدمه و شروع دلنوشته‌ی زیباتون مطلوب و تا حدودی جذب‌کننده بود. اما با این‌که موضوع کلی درباره‌ی "احساسات زخمی" و "حرف‌هایی که برای کسی گفته نشده" بود، پارت‌های دلنوشته‌تون رفته‌رفته از موضوع‌های قبلی فاصله می‌گرفت. برای مثال، در یک پارت درباره‌ی حر‌ف‌هایی که بازگو نشده‌اند نوشتید و در پارت بعدی درباره‌ی آبرو، اعتماد و سختی زندگی.

گرچه، این دلیل که حرف‌های دفن شده در قلبتون رو بازگو کردید، می‌تونه این تضادها رو تا حدودی توجیه کنه.

این فقط نظر منِ خواننده هستش و نکته‌ی ویرایشی نیست؛ اما استفاده‌ی مداوم شما از "علامت تعجب/ !"...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

آمین ارمان

منتقد آزمایشی
سطح
8
 
تاریخ ثبت‌نام
8/4/17
ارسالی‌ها
244
پسندها
853
امتیازها
5,313
مدال‌ها
9
  • #3
سلام به نویسنده عزیز
دل‌نوشته‌ات از نظر حس، صداقت و تصویرسازیِ عاطفی خیلی قوی است. مهم‌ترین نقطه‌قوتش این است که واقعاً “درد” دارد و این درد تصنعی نیست؛ از دلِ تجربه‌ی زیسته آمده و همین باعث می‌شود خواننده با آن درگیر شود.

نقاط قوت

1) فضاسازی عاطفی خیلی خوب
از همان مقدمه، فضای کار مشخص می‌شود:
غم، حرف‌های نگفته، دفن شدن احساسات، و نوعی خفگی درونی.
استعاره‌ی «قبرستان قلبم» عنوان بسیار مناسبی است، چون با کل متن هماهنگ است و حال‌وهوای تراژیک را خوب منتقل می‌کند.

...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : آمین ارمان

faezeh_ka_

کاربر انجمن
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
439
پسندها
3,318
امتیازها
16,953
مدال‌ها
15
سن
27
  • #4
سلام ترنم جان خسته نباشی:)

توی مقدمه نوشتی دلنوشته مال سال 98 هست و کار اولته پس توقع ندارم ازت که کار خیلی عالی ای باشه اتفاقا برای اون زمانت خیلیم خوب بوده ؛ منتها الان داری منتشر می کنی و هم سن هم تجربه ات بیشتره اینه که توقع مارو یکم بالا می بره.
همونطور که بچه ها گفتن منم میخوام از دید خودم تکرارش کنم چون نکته مهم همینه، دلنوشته ات نیاز به ویرایش اساسی داره هم از لحاظ نگارش هم جمله بندی ها و استفاده از آرایه ها...
مشخصا استعدادشو داری ولی دلنوشته هات برای من اینطوری بود که« الان باید ذهنم رو خالی کنم ولی وقت و حوصله کافی برای یه اثر خوب رو ندارم؛ بعدا ویرایش میکنم.»
موضوعات و عنوان و ژانر هماهنگی دارند.
منتها وقتی پست های دیگه رو می خونیم انگار یه پست ادامه ی یه پست دیگه هست و قبلی...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : faezeh_ka_

Le Saber

رفیق جدید انجمن
سطح
7
 
تاریخ ثبت‌نام
7/4/26
ارسالی‌ها
67
پسندها
749
امتیازها
3,623
مدال‌ها
7
  • #5
درود، شبتون بخیر
از اونجایی که دلنوشته اولتون هست متعلق به سال‌ها پیش قضاوت چندانی نمی‌کنم.
اینکه نگاهتون کاملا شخصی سازی شده ست خیلی خوبه. من واقعا طرفدار نوشته هایی هستم که شخصین و مربوط به خود نویسنده و جهانین که درش زندگی میکنه. خوبه که خالص و با صداقت مینویسید. فقط فکر می کنم برای بیان آن چه در قلبتونه به زبان ادبیات باید بیشتر کار کنید. تفاوت اثر ادبی و یک درددل معمولی در همینه. که نویسنده زبان تازه‌تری داره. و مفاهیم رو به جای صرفا بیان کردن به ما نشون میده. نمیگه که دلتنگه ولی باعث میشه ما به یاد دلتنگی های خودمون بیفتیم. اینه که یک اثر رو ادبی میکنه و بهش جون میده
فکر میکنم اگر اینها رو در نظر بگیرید خیلی خوب میشه
با احترام
 

سَنا

کاربر فعال بخش
سطح
35
 
تاریخ ثبت‌نام
1/6/20
ارسالی‌ها
7,024
پسندها
30,067
امتیازها
88,273
مدال‌ها
34
  • #6
سلام عزیزجان
حال و احوالت چطوره ؟
خسته نباشی و خداقوت بهت
هر کلمه‌ت رو حس کردم. اینکه تونستی بنویسی خودش یک قدم بزرگ برای دیده شدن همون بغض بی صدا بوده.
من فکر میکنم لازم نیست همیشه ادم قوی باشه یا لبخند دیگران رو بخری، به قول خودت آدم ها یک جایی خسته میشن، شاید برای تو همین لحظه ست.
برای بعضی هاش دلم میخواست بیام و بغلت کنم.انگار دیواری از شیشه های شکسته ای که کسی صدای خرد شدنش رو نمیشنوه.
در دلنوشته ات دنیایی از تنهایی رو جا دادی که فقط آدمی میفهمه که خودش شب هایی رو پشت درهای بسته گریه کرده باشه.
ناراحت کننده ترین جمله برام این بود که آخر فروخواهم ریخت وقتی شما اولین لبخند بعد از مدتی را می زنید. خیلی سخته که لحظه شادی دیگران برای تو نقطه سقوط باشه.
قشنگترین و در عین حال غمگین ترین...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : سَنا

ترَنُّم

هنرمند انجمن
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
27/1/26
ارسالی‌ها
300
پسندها
2,171
امتیازها
11,933
مدال‌ها
11
  • نویسنده موضوع
  • #7
سلام به روی ماه شما:laie-22mini:

عنوان، مقدمه و شروع دلنوشته‌ی زیباتون مطلوب و تا حدودی جذب‌کننده بود. اما با این‌که موضوع کلی درباره‌ی "احساسات زخمی" و "حرف‌هایی که برای کسی گفته نشده" بود، پارت‌های دلنوشته‌تون رفته‌رفته از موضوع‌های قبلی فاصله می‌گرفت. برای مثال، در یک پارت درباره‌ی حر‌ف‌هایی که بازگو نشده‌اند نوشتید و در پارت بعدی درباره‌ی آبرو، اعتماد و سختی زندگی.

گرچه، این دلیل که حرف‌های دفن شده در قلبتون رو بازگو کردید، می‌تونه این تضادها رو تا حدودی توجیه کنه.

این فقط نظر منِ خواننده هستش و نکته‌ی ویرایشی نیست؛ اما استفاده‌ی مداوم شما از "علامت تعجب/ !" در...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

ترَنُّم

هنرمند انجمن
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
27/1/26
ارسالی‌ها
300
پسندها
2,171
امتیازها
11,933
مدال‌ها
11
  • نویسنده موضوع
  • #8
سلام به نویسنده عزیز
دل‌نوشته‌ات از نظر حس، صداقت و تصویرسازیِ عاطفی خیلی قوی است. مهم‌ترین نقطه‌قوتش این است که واقعاً “درد” دارد و این درد تصنعی نیست؛ از دلِ تجربه‌ی زیسته آمده و همین باعث می‌شود خواننده با آن درگیر شود.

نقاط قوت

1) فضاسازی عاطفی خیلی خوب
از همان مقدمه، فضای کار مشخص می‌شود:
غم، حرف‌های نگفته، دفن شدن احساسات، و نوعی خفگی درونی.
استعاره‌ی «قبرستان قلبم» عنوان بسیار مناسبی است، چون با کل متن هماهنگ است و حال‌وهوای تراژیک را خوب منتقل می‌کند.

2) صداقت در...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] ANAM CARA

ترَنُّم

هنرمند انجمن
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
27/1/26
ارسالی‌ها
300
پسندها
2,171
امتیازها
11,933
مدال‌ها
11
  • نویسنده موضوع
  • #9
سلام ترنم جان خسته نباشی:)

توی مقدمه نوشتی دلنوشته مال سال 98 هست و کار اولته پس توقع ندارم ازت که کار خیلی عالی ای باشه اتفاقا برای اون زمانت خیلیم خوب بوده ؛ منتها الان داری منتشر می کنی و هم سن هم تجربه ات بیشتره اینه که توقع مارو یکم بالا می بره.
همونطور که بچه ها گفتن منم میخوام از دید خودم تکرارش کنم چون نکته مهم همینه، دلنوشته ات نیاز به ویرایش اساسی داره هم از لحاظ نگارش هم جمله بندی ها و استفاده از آرایه ها...
مشخصا استعدادشو داری ولی دلنوشته هات برای من اینطوری بود که« الان باید ذهنم رو خالی کنم ولی وقت و حوصله کافی برای یه اثر خوب رو ندارم؛ بعدا ویرایش میکنم.»
موضوعات و عنوان و ژانر هماهنگی دارند.
منتها وقتی پست های دیگه رو می...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

ترَنُّم

هنرمند انجمن
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
27/1/26
ارسالی‌ها
300
پسندها
2,171
امتیازها
11,933
مدال‌ها
11
  • نویسنده موضوع
  • #10
درود، شبتون بخیر
از اونجایی که دلنوشته اولتون هست متعلق به سال‌ها پیش قضاوت چندانی نمی‌کنم.
اینکه نگاهتون کاملا شخصی سازی شده ست خیلی خوبه. من واقعا طرفدار نوشته هایی هستم که شخصین و مربوط به خود نویسنده و جهانین که درش زندگی میکنه. خوبه که خالص و با صداقت مینویسید. فقط فکر می کنم برای بیان آن چه در قلبتونه به زبان ادبیات باید بیشتر کار کنید. تفاوت اثر ادبی و یک درددل معمولی در همینه. که نویسنده زبان تازه‌تری داره. و مفاهیم رو به جای صرفا بیان کردن به ما نشون میده. نمیگه که دلتنگه ولی باعث میشه ما به یاد دلتنگی های خودمون بیفتیم. اینه که یک اثر رو ادبی میکنه و بهش جون میده
فکر میکنم اگر اینها رو در نظر بگیرید خیلی خوب میشه
با...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] ANAM CARA
عقب
بالا