- تاریخ ثبتنام
- 27/1/26
- ارسالیها
- 300
- پسندها
- 2,170
- امتیازها
- 11,933
- مدالها
- 11
- نویسنده موضوع
- #11
سلام عزیزجان
حال و احوالت چطوره ؟
خسته نباشی و خداقوت بهت
هر کلمهت رو حس کردم. اینکه تونستی بنویسی خودش یک قدم بزرگ برای دیده شدن همون بغض بی صدا بوده.
من فکر میکنم لازم نیست همیشه ادم قوی باشه یا لبخند دیگران رو بخری، به قول خودت آدم ها یک جایی خسته میشن، شاید برای تو همین لحظه ست.
برای بعضی هاش دلم میخواست بیام و بغلت کنم.انگار دیواری از شیشه های شکسته ای که کسی صدای خرد شدنش رو نمیشنوه.
در دلنوشته ات دنیایی از تنهایی رو جا دادی که فقط آدمی میفهمه که خودش شب هایی رو پشت درهای بسته گریه کرده باشه.
ناراحت کننده ترین جمله برام این بود که آخر فروخواهم ریخت وقتی شما اولین لبخند بعد از مدتی را می زنید. خیلی سخته که لحظه شادی دیگران برای تو نقطه...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.