• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

داستان کوتاه در حال تایپ داستان کوتاه بال‌هایی که سهم او نبود | نرگس امیری کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع NARGES AMIRI
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 72
  • بازدیدها بازدیدها 916
  • کاربران تگ شده هیچ

NARGES AMIRI

مدیر بازنشسته
سطح
34
 
تاریخ ثبت‌نام
8/3/20
ارسالی‌ها
1,589
پسندها
35,613
امتیازها
61,573
مدال‌ها
24
سن
21
  • نویسنده موضوع
  • #71
***
آن شب آرام بی‌قرار بود، در سکوت گریه می‌کرد و میل به غذا نداشت. شیدا بسیار نگران تک دخترکِ سیاه بختش بود؛ وقتی می‌دید در عرض همین چند ساعت چگونه آب شد آن تنِ کوچک دلش می‌خواست آن مرد که نه، آن نامرد را با دستانِ خودش گردن بزند.
دو روز گذشته است و هیچ تماسی از طرف پدر آرام با آن‌ها برقرار نشد، شاید شرمنده است و حال می‌فهمد که چه هیولای چند دستی شده بود برای آن دخترِ بی‌پناهِ مظلومش؛ یا شاید هم نه! شاید روحِ سیاهِ مذهبی‌نمای او دنبالِ راهی برای ضربه‌های بیشتر است. هیچ‌کس هم نمی‌دانست اما شیدا و دخترش می‌دانستند که زیر آن چهره‌ی مذهبی‌نما یک انسان خدا نترس خوابیده. بالاخره اگر نمی‌ترسید که این‌گونه وحشیانه حمله‌ور به آن دختر نمی‌شد!
درد و فشاری که آن شب به آرام وارد شد، جانش را مدام در...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : NARGES AMIRI
  • fuego
واکنش‌ها[ی پسندها] vida1

NARGES AMIRI

مدیر بازنشسته
سطح
34
 
تاریخ ثبت‌نام
8/3/20
ارسالی‌ها
1,589
پسندها
35,613
امتیازها
61,573
مدال‌ها
24
سن
21
  • نویسنده موضوع
  • #72
دکتر نیز نرفت چون نمی‌خواست مجبور شود چیزی را توضیح دهد که درکش را ندارند. او خود روانشناسی می‌خواند و می‌دانست پزشکِ تن هیچ اشرافی به ذهن و روحِ آدمی ندارد.

***
آرام در آیینه به خود خیره بود، پوستی با کبودی‌هایی که تقریباً رفته بودند به همراهِ موهای رشد کرده‌ی صورتش و زیر ابرو‌هایی که نشان می‌داد مدتی‌ست رسیدگی نداشته‌اند. چشمانی که زیرشان گود افتاده بود و لبانی که خشکی آن‌ها شبیه هرچیزی بود جز لب! اما وقتش بود که خودش را آراسته کند و به زندگی برگردد؟
یک هفته‌ای گذشته است و آرام با یکایک استاد‌هایش صحبت کرد تا حذف نکنند او را. چندان میلی به ادامه هم نداشت اما اینکه حاضر نشد همان‌گونه درس و دانشگاه را به حال خود رها کند یعنی شاید هنوز هم امیدی برای برگشت هست.
پدرش پس از چهار روز به خانه...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : NARGES AMIRI
  • sparkle
واکنش‌ها[ی پسندها] vida1

NARGES AMIRI

مدیر بازنشسته
سطح
34
 
تاریخ ثبت‌نام
8/3/20
ارسالی‌ها
1,589
پسندها
35,613
امتیازها
61,573
مدال‌ها
24
سن
21
  • نویسنده موضوع
  • #73
نفس‌هایش نامنظم شد، دستانش یخ زد، چشمانش در چشمانِ آن ناپدر گره خورد. اما سریع به خودش آمد و داد زد:
- برو بیرون! از اینجا برو!
به گریه افتاد و می‌لرزید اما ادامه داد:
- نمی‌خوام ببینمت برو بیرون! برو!
پدرش هُل کرده بود و ناخودآگاه داد زد:
- ساکت شو آبرومونو بردی!
آرام نمی‌توانست این اوضاع را تحمل کند، می‌خواست بلند شود اما شوکِ عجیبی به او وارد شده بود و توانِ آن را از پاهایش گرفت. دستانش را روی شقیقه‌هایش گذاشت و با تمام وجودش فریاد زد:
-برو بیرون! برو نمی‌خوام ببینمت! برو ازت متنفرم. برو نمی‌تونم تحملت کنم. برو و دیگه نیا. برو!
آخرین کلماتش را می‌کشید و جیغ می‌زد. گریه می‌کرد با صدایی بلند که پدرش را ترسانده بود. می‌خواست نزدیک آرام برود اما با این حرکات ترجیح داد دوباره برگرد.
صدای...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : NARGES AMIRI
  • Crying
واکنش‌ها[ی پسندها] vida1

موضوعات مشابه

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 8)

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا