• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

دلنوشته مجموعه دلنوشته‌های طلوعِ ناگزیر | نیلدا کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع ✭NiLdA☽
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 10
  • بازدیدها بازدیدها 92
  • برچسب‌ها برچسب‌ها
    دلنوشته
  • کاربران تگ شده هیچ

✭NiLdA☽

شاعر آزمایشی انجمن
سطح
3
 
تاریخ ثبت‌نام
1/5/26
ارسالی‌ها
31
پسندها
165
امتیازها
490
مدال‌ها
2
  • نویسنده موضوع
  • #11
از میانِ ویرانه‌هایِ آرام

بعضی فروپاشی‌ها صدا ندارند؛
نه چیزی در جهان می‌شکند،
نه آسمان تیره‌تر می‌شود،
نه حتی آدم‌ها از کنارِ اندوهت چیزی می‌فهمند.
همه‌چیز ظاهراً سرِ جای خودش باقی می‌ماند،
اما در جایی عمیق از روح،
ستونی خاموش ترک برمی‌دارد
و انسان ناگهان زیرِ آوارِ نسخه‌ای از خودش می‌ماند که سال‌ها با زحمت ساخته بود.
من روزی فکر می‌کردم قوی بودن یعنی دوام آوردن،
یعنی لبخند زدن در اوج خستگی،
یعنی ادامه دادن حتی وقتی درونت آرام‌آرام خاموش می‌شود.
فکر می‌کردم آدم‌ها باید یاد بگیرند دردهایشان را بی‌صدا حمل کنند
تا مبادا جهان، ترک‌های قلبشان را ببیند.
اما هیچ‌کس به ما نگفته بود
روحی که مدام خودش را پنهان می‌کند،
روزی آن‌قدر...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : ✭NiLdA☽
عقب
بالا