به کارلایل عزیز!
در ناامیدی غرق شدم، در اندوه هستم و هنوز فکر میکنم که زنده هستم.
در بین ورقها و کلمات؛ در یک زندگی روزمره گیر کردم خالی از هیجان و... .
تو نیستی که متوجه این حرفها و باری سنگینی که دارن بشی، اما... .
فکر کنم امشب تمام جملههام رو باید ناتمام بذارم. انتهایی این کلمات به درد کسی نمیخوره.
یک وقتهایی نوشتن سخت میشه و قلم سنگین. ادامه دادن... .
نمیدونم، شاید فقط ناامیدی و غم... .
دوست تو س...