متون و دلنوشته‌ها متون و دلنوشته‌ها | پابلو نرودا

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Sydney
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 15
  • بازدیدها بازدیدها 54
  • کاربران تگ شده هیچ

Sydney

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,435
پسندها
5,893
امتیازها
24,673
مدال‌ها
13
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #11
وقتی تو می‌خوانی مرا، وقتی تو آوازم می‌کنی صدایت لایه‌ای از دانه‌ی روز برمی‌دارد و پرندگان زمستانی هم‌آوایت می‌شوند. گوش دریا پر است از زنگ و زنجیر و زنجره از موج و اوج و حضیض و من، پُرم از تو وقتی تو آوازم می‌کنی.
 
امضا : Sydney

Sydney

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,435
پسندها
5,893
امتیازها
24,673
مدال‌ها
13
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #12
چونان به من نزدیکی که اگر جایی نباشم، تو نیز نیستی. چونان نزدیکی که دست‌های تو بر شانه‌ام گویی دست‌های من‌اند و هنگامی که تو چشم می‌بندی منم که به خواب می‌روم.
 
امضا : Sydney

Sydney

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,435
پسندها
5,893
امتیازها
24,673
مدال‌ها
13
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #13
به خاطرِ تو، رایحه‌ی سنگینِ تابستان آزارم می‌دهد! به خاطرِ تو، یک‌بارِ دیگر به جست‌وجوی آرزوهای مدفون‌ام برمی‌خیزم: ستاره‌های دنباله‌دار، شهاب‌ها.
 
امضا : Sydney

Sydney

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,435
پسندها
5,893
امتیازها
24,673
مدال‌ها
13
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #14
بسیار بارها از پا در افتاده،
دستان‌تان بسیار بارها پینه بسته
پنهان‌ترین استخوان‌هاتان‌ شکسته
سکوت‌تان‌ لگد‌ خورده تا ویرانی
اما شما ناگهان برخاستید در هنگامه‌ی گردباد‌.
 
امضا : Sydney

Sydney

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,435
پسندها
5,893
امتیازها
24,673
مدال‌ها
13
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #15
سکوت را دوست دارم، چنان‌که گویی تو این‌جا نیستی، چنان‌که گویی چشمانت پریده‌اند و رفته‌اند، چنان‌که گویی بوسه‌ای دهانت را بسته است.
 
امضا : Sydney

Sydney

پرسنل مدیریت
مدیر تالار ادبیات
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
18/12/19
ارسالی‌ها
1,435
پسندها
5,893
امتیازها
24,673
مدال‌ها
13
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #16
با من بیا، در کشورِ من کوهی‌ست، در سرزمین من رودخانه‌ایست، با من بیا، و تو ای تنهاترین محبوبِ من، ای دانه‌ی سرخ و کوچکِ گندم، پیکارِ ما دشوار است، زندگی دشوار، اما تو با من خواهی آمد.
 
امضا : Sydney
عقب
بالا